همه چیز درباره تربیت فرزند
” نگران آینده فرزندانم هستم. چطور می توانم فرزندم را از تمام جهات، در سطح عالی تربیت کنم؟”
این سوالی است که خیلی از والدین، بخصوص مادران حتی در دوران بارداری، در گوشه ای از ذهن خود داشته یا آن را با دوستان، خانواده و روانشناس مطرح می کنند.
تربیت فرزند مسئولیت بزرگی است که زن و شوهر در زندگی با آن رو به رو هستد.
موضوعی که با آگاهی و مهارت لازم می تواند به یک تجربه شیرین و موفقیت آمیز تبدیل شود.
فرزندپروری
اینکه پدر و مادر نسبت به تربیت فرزند چه نگرشی دارند تا حد زیادی در نوع برخورد و شیوه تربیتی که اجرا می کنند تاثیرگذار است.
به عنوان مثال والدینی که معتقدند سخت گیری زیاد باعث می شود فرزندشان در آینده قوی بار آید، قوانین سخت گیرانه تری برای تربیت فرزند خود اجرا می کنند.
نگرش والدین نیز تا حد زیادی به نوع تربیتی که خود در دوران کودکی تجربه کرده اند، وابسته است.
برای نمونه والدینی که کودکی سخت و پررنجی گذرانده اند، ممکن است بخواهند برعکس آنچه که خود تجربه کرده اند را روی فرزندشان پیاده کنند و دغدغه اصلی شان رفاه و راحتی فرزندشان باشد.
حال شما در تربیت فرزندتان تحت تاثیر کدام تجربه و نگرش قرار دارید؟
شیوه های تربیتی که به کار می برید تا چه اندازه آگاهانه و منطقی و تا چه حد تحت تاثیر گذشته خودتان قرار دارد؟
همه چیز درباره تربیت فرزند
همه چیز درباره تربیت فرزند
آشنایی با روش های فرزندپروی
اما روش های فرزندپروی به طورکلی به سه دسته تقسیم می شود:
تربیت مستبدانه یا دیکتاتوری
این روش که ترکیبی از سخت گیری زیاد و محبت کم است، فرزندان مجبورند بدون چون چرا و بدون هیچ توضیحی از قوانین والدین خود پیروی و اطاعت کنند.
اگر از این روش تربیتی استفاده می کنید سعی کنید در شیوه تربیتی خود تجدید نظر کنید چرا که فرزندان والدین مستبد، معمولا در مقابل افسردگی و اضطراب آسیب پذیرند و اعتماد به نفس لازم را ندارد.
تربیت آسانگیرانه
این گروه از والدین اعتقادی به تنبیه، وجود قوانین یا حد و مرز نداشته و در مقابل خواسته های فرزند خود نیز همواره سر تسلیم فرو می آورند!

فرزندان حاصل این شیوه تربیتی که چهارچوب و احترام به قوانین را یاد نگرفته اند، در آینده به احتمال بالاتری مرتکب خشونت و مصرف مواد می شوند.
تربیت مقتدرانه
این شیوه که بهترین مدل برای تربیت فرزندتان است ترکیبی از صمیمیت، پاسخگویی و ابراز نظرات و همچنین احترام متقابل بین والدین و فرزندان را شامل می شود.
در این روش والدین فورا تسلیم خواسته های کودک خود نمی شوند در عین حال که بر رفتار کودک خود مدیریت دارند به جای تنبیه محض، از علت و چرایی رعایت احترام و قوانین خانه صحبت می کنند.
تحقیقات نشان داده اند فرزندانی که تربیت مقتدرانه را تجربه کرده اند، در بزرگسالی به افرادی مستقل، مسئولیت پذیر و صمیمی تبدیل می شوند.
منبع:مشاوره ازدواج-همه چیز درباره تربیت فرزند
یکی از مباحثی که جوانان امروزی همیشه درباره آن پرسش هایی در زهن خود دارندشیوه صحیح برقراری ارتباط با خانواده همسر می باشد. برخی نیز در مورد ضرورت آن سوالی می کنند و بعضی در مورد حدود این روابط مسئله دارند.
در خانواده هسته ای، باید صمیمانه ترین ارتباط ها بین زوجین برقرار باشد. در این روابط صمیمانه، آنها با یکدیگر رازگویی داشته، به همدیگر اعتماد دارند و علاوه بر آن احساس خوشبختی می کنند، بر کلمات آنها رنگ گرم محبت نشسته و همدیگر را دوست می دارند و دوستی آنها دو سویه و طرفینی است. وجود سر زندگی در خانواده ای بالنده و متعادل، نشان از روابطی عاطفی دارد چنان که اریک فروم که از پیروان مکتب روانکاری است می گوید: اگر به دیگری در حد جاذبه جسمانی علاقمند شوی، یعنی جاذبه جسمانی زمینه ساز علاقه توبه دیگری باشد، نام آن «شیفتگی» است و می گوید: اما عشق بالاتر از شیفتگی است. یعنی شیفتگی همراه با گذشت و صداقت و ایثار و صمیمیت است که عشق را پدید می آورد و حصار بین انسان ها را فرو می ریزد و با فرو ریختن حصار بین دو انسان، هر دوخود را یکی می بینند.
به همین خاطر زن و شوهری که رابطه ای عاشقانه و بسیار نزدیک با هم دارند با طیب خاطر در کنار هم روزگار سپری می نمایند و از زندگی با هم رضایت خاطر دارند و یکدیگر خوش و خرم می باشند. حتی در ساده زیستی و قناعت و کمبود امکانات.
فرزندان دوست دارند که به دیدار والدین خویش نایل آیند و خاطرات دورانی که با والدین خود به سر می بردند، برایشان شیرین است.
فرزندان با حضور در خانه والدین خویش احساس امنیت و آرامش می کنند و دوران کودکی و خاطرات دوره نوجوان و جوانی برای آنان زنده می شود. هر کسی دوست دارد که به دیدار والدین خویش می رود و همسر وی نیز همراهش باشد، زیرا اگر دختری پس از ازدواج، به تنهایی به منزل والدین خویش مراجعه کند، اولین سوالی که در ذهن والدین او مطرح می شود، این است که مگر با همسرت دچار مشکلی شده ای که او به همراه تو نیامده است. حال آنکه اگر با همسر به مهمانی والدین برود چنین شبهه ای ایجاد نمی شود.

زن و شوهر جوانی که تازه ازدواج کرده اند در زندگی جدید خود با دو نوع وابستگی عاطفی روبه رو هستند؛ یکی وابستگی به والدین و اعضای خانواده خود مانند خواهران و برادران .دیگری وابستگی به همسر و خانواده جدید.
نکته اینجاست که افراط در هر چیزی موجب زیان های شده و اعتدال در هر کاری موجب رشد خواهد شد.انسان ها وقتی ازدواج می کنند، باید بدانند که مسئولیت های جدیدی عهده دار شده اند. آنها پس از ازدواج مسئول زندگی زناشویی هستند، هر کدام باید وظیفه خود را به نحو احسن انجام دهند؛ آنها باید بیاموزند حفظ رابطه عاطفی با پدر و مادر ضروری است ولی نباید روابط عاطفی بین خود و همسر را ضعیف کنند و تحت الشعاع قرار دهند. رعایت اعتدال و توازن بین این دو طیف عاطفه یکی از هنرهای زندگی مشترک است. این هنر را باید با اراده و تمرین کسب نمود.
منبع:مشاوره ازدواج-رفتار و کرداری مناسب با خانواده همسر


