۲۲ داستان آموزنده جدید کودکانه برای شما آماده کردیم امیدواریم مفید باشد. این داستان ها همگی جدید هستند و همیشه به این داستان ها اضافه می کنیم. سایت کودک و نوجوان را در گوشی خود ذخیره کنید.
داستان های آموزنده
داستان دوست داشتن حیوانات
یکی بود، یکی نبود، یه روز یه پسر کوچولو به اسم علی بود که خیلی کنجکاو بود. علی همیشه دوست داشت چیزهای جدید یاد بگیره و میخواست همه چیز رو بدونه. یه روز، علی داشت توی خونه بازی میکرد که یه کتاب دید که رویش نوشته بود “دنیای حیوانات”. علی خیلی کنجکاو شد که داخل کتاب رو ببینه، پس کتاب رو باز کرد و شروع به خوندن کرد.
علی چیزهای خیلی جالبی در مورد حیوانات یاد گرفت. یاد گرفت که حیوانات شکل و اندازههای مختلفی دارند، در جاهای مختلفی زندگی میکنند و غذاهای مختلفی میخورند. علی خیلی از کتاب لذت برد و تصمیم گرفت که بیشتر در مورد حیوانات مطالعه کنه.
روز بعد، علی به کتابخانه رفت و چند تا کتاب دیگه در مورد حیوانات گرفت. علی با دقت کتابها رو خوند و یاد گرفت که حیوانات خیلی چیزهای جالبی برای گفتن دارند. علی خیلی از اینکه میتونست در مورد حیوانات بیشتر بدونه خوشحال بود.
یک روز، علی با پدرش به پارک رفت. علی در پارک یه گربه، یه سگ، یه پرنده و یه ماهی دید. علی خیلی از دیدن حیوانات واقعی خوشحال شد. علی با حیوانات پارک بازی کرد و کلی خوش گذشت.
علی از اون روز به بعد، همیشه به حیوانات علاقه داشت و دوست داشت بیشتر در موردشون بدونه. علی به بقیه بچهها هم در مورد حیوانات میگفت و بهشون کمک میکرد که بیشتر در موردشون بدونن.
اینم یه داستان آموزنده برای کودکان. امیدوارم خوشتون اومده باشه.
این داستان به کودکان یاد میده که کنجکاوی خیلی خوبه و باعث میشه که بیشتر در مورد دنیای اطرافشون بدونن. همچنین این داستان به کودکان یاد میده که حیوانات موجودات جالبی هستن که باید ازشون محافظت کنیم.
داستان آموزنده کودکان رفتار با حیوانات
داستان آموزنده راستگویی
در یک سرزمین دور، یک دختر کوچولو به نام سارا زندگی میکرد. سارا خیلی راستگو بود. راستگویی در این سرزمین خیلی مهم بود. مردم به راستگوها اعتماد میکردند و به آنها احترام میگذاشتند.
یک روز، سارا داشت توی جنگل قدم میزد که یک گرگ رو دید. گرگ داشت به یک بچه گوسفند حمله میکرد. سارا خیلی ترسیده بود، اما میدونست که باید کاری کنه. سارا شروع کرد به جیغ کشیدن و کمک خواستن.

یک شکارچی که داشت از نزدیکی رد میشد، صدای جیغ سارا رو شنید. شکارچی اومد و گرگ رو از بچه گوسفند دور کرد. بچه گوسفند خیلی از سارا تشکر کرد.
شکارچی از سارا پرسید که چطوری از گرگ خبردار شدی. سارا به شکارچی گفت که گرگ رو دید، اما نترسیده بود که اگر راستش رو بگه، شکارچی بهش نخندد. شکارچی خیلی از راستگویی سارا تعجب کرد و بهش گفت که خیلی دختر شجاعی هستی.
سارا از شکارچی تشکر کرد و به راهش ادامه داد. سارا خیلی خوشحال بود که تونسته بود به بچه گوسفند کمک کنه. سارا میدونست که راستگویی همیشه ارزشمنده، حتی اگر خطرناک باشه.
در این نسخه اصلاح شده، سارا به خاطر ترسش از شکارچی دروغ میگه. این کارش باعث میشه که شکارچی بهش شک کنه و به بچه گوسفند کمک نکنه. اما سارا در نهایت تصمیم میگیره که راستش رو بگه. این کارش باعث میشه که شکارچی بهش احترام بگذاره و به بچه گوسفند کمک کنه.
معجزه مشارکت در کارها (باب اسفنجی و پاتریک)
در یک شهر زیردریایی زیبا به نام بیکینی باتم، پسری به نام باب اسفنجی زندگی میکرد. باب اسفنجی یک اسفنج دریایی مهربان و شاد بود که دوست داشت با دوستانش بازی کند.
بیکینی باتم یک شهر پر از رنگ و زیبایی بود. خانهها و مغازهها از جنس مرجان و صدف ساخته شده بودند. درختان و گیاهان شهر همیشه سرسبز و پربار بودند.
روزها به همین منوال سپری میشد تا اینکه یک روز، یک طوفان بزرگ به بیکینی باتم رسید. طوفان آنقدر شدید بود که همه خانهها و مغازهها را تخریب کرد.
باد شدید، درختان و گیاهان شهر را از ریشه کند و به دریا انداخت. باران شدید، خیابانهای شهر را پر از گل و لای کرد.
باب اسفنجی و دوستانش، که شامل پاتریک ستاره دریایی، اختاپوس هشت پا و سندی فاکس بودند، از دیدن این صحنه بسیار ناراحت شدند. آنها تصمیم گرفتند که به هم کمک کنند تا شهر را بازسازی کنند.
باب اسفنجی و پاتریک به کمک اختاپوس رفتند تا درختان و گیاهان شهر را دوباره بکارند. آنها با هم، خاک را نرم کردند و درختان و گیاهان را در زمین کاشتند.
سندی هم به کمک حیوانات شهر رفت تا آنها را از گرسنگی نجات دهد. او با خود غذا و آب آورد و به حیوانات داد.
با کمک هم، آنها توانستند شهر را به حالت قبلی خود بازگردانند. همه مردم شهر از آنها تشکر کردند و گفتند که آنها بهترین دوستان هستند.
باب اسفنجی و دوستانش فهمیدند که مشارکت چقدر مهم است. آنها یاد گرفتند که با کمک هم میتوانند هر کاری را انجام دهند.
امیدوارم این داستان مورد پسند شما قرار گرفته باشد.
منبع:کانون مشاوران ایران-۲۲ داستان آموزنده جدید کودکانه
علائم عمومی افسردگی در نوجوانان دختر و پسر بسیار زیاد می باشد.
در ادامه مباحث ابتدا با تغییرات و نشانه های عمده افسردگی در نوجوانان و جوانان شروع می کنیم.
تغییر در عادات غذا خوردن و برنامه خواب (خوردن و خواب بسیار زیاد یا بسیار کم)
تغییرات قابل توجه در وزن (افزایش یا کاهش)
عدم تمایل به حضور در مدرسه یا کاهش عملکرد مدرسه
حذف، ترک دوستان یا اعضای خانواده
اضطراب، تنش ناگهانی
بی اعتقادی یا اضطراب عمومی
واکنش شدید به انتقاد، حتی انتقاد سازنده
عزت نفس یا گناه
مشکلات غیر معمول با مقامات قدرت
بی اعتنایی و امتناع از شرکت در سرگرمی و کار گروهی که قبلا مورد علاقه آنها بوده است.
کم تمرکز، فراموشی
احساس آزاد و گناهکار بودن.
شکایات موفقیت آمیز بیماری در سلامت کامل بدن
عدم انگیزه و اشتیاق برای زندگی روزمره
استفاده از مواد مخدر و الکل
فکر کردن درباره خودکشی یا بیان آن
علائم افسردگی در نوجوانان دختر و پسر و راه تشخیص آن
علل افسردگی نوجوانان
دلایل بسیاری برای افسردگی در نوجوانان وجود دارد.
رایج ترین دلایل این امر عبارتند از:
یک فاجعه بزرگ در زندگی، مانند مرگ یک عضو خانواده نزدیک، جدایی والدین، رابطه با دوست جنس مخالف، حرکت به مدرسه یا محله جدید .
نادیده گرفتن نیازهای احساسی و فیزیکی، جدا شدن از یک حمایت مهم در زندگی، بدرفتاری با دیگران، کاهش عزت نفس.
بسیاری از تغییرات که در یک زمان بسیار کوتاه اتفاق می افتد می تواند موجب افسردگی شود.
برای برخی از نوجوانان، حتی یک تغییر بزرگ در یک مرحله از زندگی می تواند به افسردگی منجر شود.
استرس روانشناختی، به ویژه هنگامی که نوجوان حمایت کمی از والدین، سایر اعضای خانواده یا دوستان خود دریافت می کند.
حوادث ناگوار قبلی یا تجربیاتی مانند سوء استفاده جنسی، سوء استفاده عمومی و سایر تجربیات وحشتناکی که در دوران کودکی اتفاق افتاده است و دوباره در نوجوانی به یاد می آیند.
بسیاری از کودکان می توانند چنین وقایع را به موقع درک کنند، اما آنها را در ذهن نگه دارند.
همانطور که همه چیز رشد می کند، این اتفاقات و تجربیات واضح تر و معانی جدیدی می گیرند.
تغییرات در بلوغ باعث احساس افسردگی زیر بالینی می شود.
استفاده از مواد مخدر یا مواد دیگری مانند این می تواند تغییرات در فرآیندهای شیمیایی مغز را ایجاد کند که در بسیاری از موارد باعث افسردگی می شود.
برخی معتقدند که بعضی از مشکلات پزشکی مانند کم کاری تیروئید، بر عملکرد هورمون ها و تعادل روحیه افراد تأثیر می گذارد.
علائم فیزیکی مزمن نیز می تواند موجب افسردگی شود.
در بسیاری از موارد افسردگی ناشی از مشکلات پزشکی پس از درمان از بین می رود.
افسردگی یک اختلال ژنتیکی است و نوجوانانی که اعضای خانواده آنها افسرده هستند، در معرض خطر بیشتر بیماری هستند.
اختلال افسردگی
تمامی مقالات معتبر و جدید در مورد افسردگی و راه تشخیص و درمان

آمار و داده های موجود
افسردگی شایع ترین اختلال یا بیماری روانی در میان نوجوانان و بزرگسالان است.
آمار زیر نشان می دهد که با توجه به این مسئله مهم و ضروری است.
حدود بیست درصد افراد افسردگی را به عنوان نوجوانان تجربه می کنند.
در ده الی پانزده درصد از نوجوانان، علائم افسردگی مداوم هستند.
حدود پنج درصد از نوجوانان به طور دائمی از افسردگی شدید رنج می برند.
حدود هشت و سه درصد از نوجوانان افسردگی را حداقل یک سال تجربه می کنند.
بسیاری از نوجوانان بیش از یک بار افسرده می شوند.
بیست تا چهل درصد از آنها افسردگی بیش از یک بار در دو سال متوالی در حال گسترش هستند و هفتاد درصد آنها بیش از یک بار قبل از رسیدن به بزرگسالی افسرده می شوند.
منبع:کانون مشاوران ایران-علائم افسردگی در نوجوانان دختر و پسر و راه تشخیص آن
۱۰۰ داستان آموزنده جدید کودکانه برای شما آماده کردیم امیدواریم مفید باشد. این داستان ها همگی جدید هستند و همیشه به این داستان ها اضافه می کنیم. سایت کودک و نوجوان را در گوشی خود ذخیره کنید.
فهرست مطالب
داستان های آموزنده
داستان دوست داشتن حیوانات
یکی بود، یکی نبود، یه روز یه پسر کوچولو به اسم علی بود که خیلی کنجکاو بود. علی همیشه دوست داشت چیزهای جدید یاد بگیره و میخواست همه چیز رو بدونه. یه روز، علی داشت توی خونه بازی میکرد که یه کتاب دید که رویش نوشته بود “دنیای حیوانات”. علی خیلی کنجکاو شد که داخل کتاب رو ببینه، پس کتاب رو باز کرد و شروع به خوندن کرد.
علی چیزهای خیلی جالبی در مورد حیوانات یاد گرفت. یاد گرفت که حیوانات شکل و اندازههای مختلفی دارند، در جاهای مختلفی زندگی میکنند و غذاهای مختلفی میخورند. علی خیلی از کتاب لذت برد و تصمیم گرفت که بیشتر در مورد حیوانات مطالعه کنه.
روز بعد، علی به کتابخانه رفت و چند تا کتاب دیگه در مورد حیوانات گرفت. علی با دقت کتابها رو خوند و یاد گرفت که حیوانات خیلی چیزهای جالبی برای گفتن دارند. علی خیلی از اینکه میتونست در مورد حیوانات بیشتر بدونه خوشحال بود.
یک روز، علی با پدرش به پارک رفت. علی در پارک یه گربه، یه سگ، یه پرنده و یه ماهی دید. علی خیلی از دیدن حیوانات واقعی خوشحال شد. علی با حیوانات پارک بازی کرد و کلی خوش گذشت.
علی از اون روز به بعد، همیشه به حیوانات علاقه داشت و دوست داشت بیشتر در موردشون بدونه. علی به بقیه بچهها هم در مورد حیوانات میگفت و بهشون کمک میکرد که بیشتر در موردشون بدونن.
اینم یه داستان آموزنده برای کودکان. امیدوارم خوشتون اومده باشه.
این داستان به کودکان یاد میده که کنجکاوی خیلی خوبه و باعث میشه که بیشتر در مورد دنیای اطرافشون بدونن. همچنین این داستان به کودکان یاد میده که حیوانات موجودات جالبی هستن که باید ازشون محافظت کنیم.
داستان آموزنده راستگویی
در یک سرزمین دور، یک دختر کوچولو به نام سارا زندگی میکرد. سارا خیلی راستگو بود. راستگویی در این سرزمین خیلی مهم بود. مردم به راستگوها اعتماد میکردند و به آنها احترام میگذاشتند.
یک روز، سارا داشت توی جنگل قدم میزد که یک گرگ رو دید. گرگ داشت به یک بچه گوسفند حمله میکرد. سارا خیلی ترسیده بود، اما میدونست که باید کاری کنه. سارا شروع کرد به جیغ کشیدن و کمک خواستن.
یک شکارچی که داشت از نزدیکی رد میشد، صدای جیغ سارا رو شنید. شکارچی اومد و گرگ رو از بچه گوسفند دور کرد. بچه گوسفند خیلی از سارا تشکر کرد.
شکارچی از سارا پرسید که چطوری از گرگ خبردار شدی. سارا به شکارچی گفت که گرگ رو دید، اما نترسیده بود که اگر راستش رو بگه، شکارچی بهش نخندد. شکارچی خیلی از راستگویی سارا تعجب کرد و بهش گفت که خیلی دختر شجاعی هستی.
سارا از شکارچی تشکر کرد و به راهش ادامه داد. سارا خیلی خوشحال بود که تونسته بود به بچه گوسفند کمک کنه. سارا میدونست که راستگویی همیشه ارزشمنده، حتی اگر خطرناک باشه.
در این نسخه اصلاح شده، سارا به خاطر ترسش از شکارچی دروغ میگه. این کارش باعث میشه که شکارچی بهش شک کنه و به بچه گوسفند کمک نکنه. اما سارا در نهایت تصمیم میگیره که راستش رو بگه. این کارش باعث میشه که شکارچی بهش احترام بگذاره و به بچه گوسفند کمک کنه.
معجزه مشارکت در کارها (باب اسفنجی و پاتریک)
در یک شهر زیردریایی زیبا به نام بیکینی باتم، پسری به نام باب اسفنجی زندگی میکرد. باب اسفنجی یک اسفنج دریایی مهربان و شاد بود که دوست داشت با دوستانش بازی کند.
بیکینی باتم یک شهر پر از رنگ و زیبایی بود. خانهها و مغازهها از جنس مرجان و صدف ساخته شده بودند. درختان و گیاهان شهر همیشه سرسبز و پربار بودند.
روزها به همین منوال سپری میشد تا اینکه یک روز، یک طوفان بزرگ به بیکینی باتم رسید. طوفان آنقدر شدید بود که همه خانهها و مغازهها را تخریب کرد.
باد شدید، درختان و گیاهان شهر را از ریشه کند و به دریا انداخت. باران شدید، خیابانهای شهر را پر از گل و لای کرد.
باب اسفنجی و دوستانش، که شامل پاتریک ستاره دریایی، اختاپوس هشت پا و سندی فاکس بودند، از دیدن این صحنه بسیار ناراحت شدند. آنها تصمیم گرفتند که به هم کمک کنند تا شهر را بازسازی کنند.
باب اسفنجی و پاتریک به کمک اختاپوس رفتند تا درختان و گیاهان شهر را دوباره بکارند. آنها با هم، خاک را نرم کردند و درختان و گیاهان را در زمین کاشتند.
سندی هم به کمک حیوانات شهر رفت تا آنها را از گرسنگی نجات دهد. او با خود غذا و آب آورد و به حیوانات داد.
با کمک هم، آنها توانستند شهر را به حالت قبلی خود بازگردانند. همه مردم شهر از آنها تشکر کردند و گفتند که آنها بهترین دوستان هستند.
باب اسفنجی و دوستانش فهمیدند که مشارکت چقدر مهم است. آنها یاد گرفتند که با کمک هم میتوانند هر کاری را انجام دهند.
امیدوارم این داستان مورد پسند شما قرار گرفته باشد.
داستان کمک به والدین
یکی بود، یکی نبود، یه روز یه دختر کوچولو به اسم سارا بود که خیلی دوست داشت به والدینش کمک کنه. سارا همیشه سعی میکرد که کارایی که از دستش برمیاد رو انجام بده.
یه روز، سارا داشت با پدرش توی باغچه کار میکرد. پدر سارا داشت گلها رو آب میداد. سارا از پدرش پرسید که میتونه بهش کمک کنه. پدر سارا گفت که البته که میتونه.
سارا با خوشحالی شروع کرد به آب دادن به گلها. سارا خیلی با دقت آب میداد تا گلها خراب نشن. پدر سارا خیلی از سارا تشکر کرد.
بعد از اینکه کارشون تموم شد، سارا گفت که میخواد یه غذای خوشمزه درست کنه. مادر سارا خیلی خوشحال شد. مادر سارا به سارا گفت که میتونه بهش کمک کنه.
سارا و مادرش با هم دست به کار شدن و یه غذای خوشمزه درست کردن. سارا خیلی خوب کمک کرد و غذا خیلی خوشمزه شد. پدر و مادر سارا خیلی از غذای سارا خوششون اومد.
سارا خیلی خوشحال بود که تونسته به والدینش کمک کنه. سارا میدونست که کمک به والدین خیلی مهمه و باعث خوشحالیشون میشه.
اینم یه داستان کودکان در مورد کمک به والدین. امیدوارم خوشتون اومده باشه.
این داستان به کودکان یاد میده که کمک به والدین خیلی مهمه و باعث خوشحالیشون میشه. همچنین این داستان به کودکان یاد میده که باید از تواناییهاشون برای کمک به دیگران استفاده کنن.
داستان آموزنده درس خودن
یکی بود، یکی نبود، یه روز یه پسر کوچولو به اسم علی بود که خیلی درسخوان بود. علی همیشه دوست داشت درس بخونه و نمرات خوبی بگیره.
علی هر روز بعد از مدرسه، درسش رو میخونده. علی درسهاش رو خیلی خوب میفهمید و به سوالات معلمش خیلی خوب جواب میداد.
علی از درس خوندن لذت میبرد و به آیندهاش امیدوار بود. علی میدونست که درس خوندن باعث میشه که بتونه در آینده شغل خوبی پیدا کنه و به موفقیت برسه.
علی در کلاس درس همیشه با دقت گوش میداد و سوالات معلمش رو میپرسید. علی همیشه تکالیف مدرسهاش رو با دقت انجام میداد.
علی در درسهای ریاضی، علوم، فارسی و زبان انگلیسی خیلی خوب بود. علی همیشه در امتحانات مدرسه نمرات خوبی میگرفت.
علی دوست داشت که یک دانشمند یا مهندس بشه. علی میخواست که به مردم کمک کنه و دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنه.
علی میدونست که برای رسیدن به اهدافش باید خیلی تلاش کنه. علی هر روز بیشتر از قبل درس میخوند و تمرین میکرد.

یک روز، علی در مسابقه علمی مدرسه شرکت کرد. علی در این مسابقه یک اختراع جدید رو ارائه داد. اختراع علی خیلی جالب بود و همه از اون تعجب کردند.
علی در مسابقه علمی مدرسه اول شد. معلمان و دانشآموزان مدرسه خیلی از علی تعریف کردند.
علی خیلی خوشحال بود که در مسابقه علمی مدرسه اول شده بود. علی میدونست که این موفقیت، نتیجه تلاش و پشتکارش بوده است.
علی از اون روز به بعد، بیشتر از قبل درس میخوند و تمرین میکرد. علی میخواست که در آینده به یک دانشمند یا مهندس بزرگ تبدیل بشه و به مردم کمک کنه.
اینم یه داستان کودکانه طولانی تر در مورد درس خوندن. امیدوارم خوشتون اومده باشه.
این داستان به کودکان یاد میده که درس خوندن مهمه و باعث میشه که به موفقیت برسند. همچنین این داستان به کودکان یاد میده که باید برای رسیدن به موفقیت تلاش کنند.
در این داستان، علی با تلاش و پشتکارش به موفقیت رسید. او به کودکان یاد میده که اگر بخواهند، میتونند به هر چیزی که میخوان برسن.
منبع:کانون مشاوران ایران-۱۰۰ داستان آموزنده جدید کودکانه
با شکاکیت همسر چه کنیم؟ شک و بی اعتمادی قاتل ازدواج است.
یک همسر یا شوهر، که مشکوک است، به زمین و زمان و خصوصا همسرش، با عینک بدبینی نگاه می کند و بسیار در معرض سوء تفاهم رفتار دیگران است.
چنین فردی حتی به روزمره ترین امور زندگی، مانند خرید همسرش، شک می کند و دائما سعی می کند همسرش را با توهمات بدبینانه سرزنش کند.
طرف دیگر معمولا با نگرانی از این بی اعتمادی احساس ناراحتی می کند و در موارد حاد تصمیم می گیرد که طلاق بگیرد و جدا شود.
در این مقاله در مورد این موضوع، به ویژه با کسانی که زندگی مشترک خود را به دلیل سوء ظن بی پروا همسر خود در آستانه فروپاشی می بینند صحبت می کنیم.
همسرم خیلی شکاک است. چه باید کرد؟
شکاکیت همسر
در زیر، با ما همراه شوید تا دانش لازم را درباره نگرش همسر شکاک پیدا کنید.
شما عامل سوء ظن همسر نیستید
قبل از هر چیز، سعی کنید قبول کنید که شما علت شک و تردید همسرتان نیستید، یا اگر شما چیزی برای انجام آن دارید، توانایی های شما خیلی زیاد نیست.
به عنوان مثال، همسرتان عادت دائمی چک کردن تماس های تلفنی و یا پیام های تلگرام را دارد، اما باید بدانید که شما علت چنین رفتارهایی نیستید، اما سوء ظن همسر شما به خاطر نگرش های مختلف او است، به این معنی که او به دنبال حوادثی متفاوت از زندگی دیگران است.
شوهر که با سوء ظن آلوده نیست، هیچ مشکلی در صحبت کردن با همسرش با همکاران مردش نمی بیند، اما شوهر مشکوک ممکن است از یک گفتگوی معمولی، داستان داستان عاشقانه و توهمات غیر منطقی برای خود بسازد.
بعید است که بتوانید به چنین افرادی ثابت کنید که ادراک آنها غلط است و آنها باید نگاه خود را تغییر دهند، بنابراین بهتر است که سوء ظن همسر خود را شخصی نکنید.
در حقیقت، گرایش شدید شکاکان به خیانت، نشان دهنده یک احساس ناامنی یا عدم استقلال است که سبب می شود دیگران گمراه و گناهکار شوند تا سوء ظن و بی اعتمادی خود را توجیه کنند.
درست است که سوء ظن همسر شما، حتی اگر شما نماینده او نیستید، در نهایت شما را متوجه خواهد کرد، اما سعی کنید سوالات و پاسخ های همسر خود را تا آنجا که ممکن است پاسخ دهید و به خودتان آسیب نرسانید.
سخنان همسر خود را بشنوید
بگذارید طرف دیگر بداند که می تواند احساساتش را به شما بگوید.
ترس ها و نگرانی های او را بشنوید و سعی کنید کشف کنید که این احساسات منفی از چه قرار است.
وقتی همسرتان به شما می آموزد و می تواند مسائل را با شما مطرح کند، او تشویق خواهد شد تا عواطف منفی و ترس های غیر قابل توجیه را کنار بگذارد.
حالت تدفاعی نگیرید
هنگامی که همسرتان چند بار از شما سوال می کند، مثلا کسی که با او صحبت می کنید و با آن صحبت می کنید، هر لحظه ممکن است صبر شما سرشار شود، اما به جای دفاع از خود، به آرامش برسید.
اگر شما در میان کلمات همسرتان پرش یا حرکت کنید و واکنش های خود را نشان دهید، تنها چیزها را بدتر می کنید و سوء ظن همسرتان را تشدید می کنید.
در عوض، حسادت همسر خود را در نظر بگیرید.
گفته هایی مانند “وای دوباره دوباره شروع نکن ” یا “واقعا معایبی که فکر می کنید نیست” فقط طرف دیگر اشتباه می کند هیچ کدام از مشکلات شما را حل نمی کند.
به جای این جملات تحریک آمیز، اجازه دهید همسر شما صحبت کند و فرصتی برای شنیدن داشته باشد.
وقتی که تمام کلمات همسرتان را می شنوید، می توانید موضع خود را بیان کنید.
در مورد رفتار خود مراقب باشید
شاید گاهی اوقات شما بدون اضطراب به عنوان بهانه ای برای همسر خود عمل می کنید.
به عنوان مثال، کسی که ساعت ها با ساعت تلفنی صحبت می کند یا با گوشی ور می رود، سوء ظن همسرش ممکن است فقط ناشی از رفتار غیر متعارف او باشد.
ممکن است فکر کنید که چنین رفتارهایی بهانه ای برای سوء ظن نیستند، اما این احتمال را می دهد که طرف دیگر این رفتارها را نشانه های مخفی ببیند.
برای جلوگیری از این شک و تردید، باید سعی کنید شکاف های رابطه تان را پر کنید و اعتماد همسر خود را با صحبت کردن در مورد دلیل رفتار خود جذب کنید.درباره انواع اختلال روانی

خلق و خوی خود را فراموش نکنید
آسان نیست اعتراف کنید که هر روز باید با سوء ظن همسر خود مواجه شوید، اما این اشتباه گمراه کننده را نادیده نگیرید، روزتان را خراب نکنید یا به ان صدمه نزنید.
به خاطر داشته باشید که تنها می توانید احساسات خود را کنترل کنید و در کنترل احساسات دیگران نباشید.
بنابراین قدرت را که می توانید به احساسات خود اعمال کنید نادیده نگیرید.
فراموش نکنید که شما مسئول احساسات خود هستید و همسرتان نمی تواند بدون اینکه از خودتان سوال کند ناراحت نشود یا باعث ناراحتی شما شود.
یکی از ویژگی های منفی در زوجین که می تواند زمینه ساز به وجود آمدن اختلافات بسیار زیادی در طول زندگی مشترک برای زن و شوهر باشد شکاکیت آنهاست.
در واقع شکاکیت یکی از طرفین نسبت به فرد دیگری می توانند باعث آزرده شدن فرد مقابل و نیز خود فرد شود.
لذا شکاکیت همسر را می توان به عنوان یکی از معضلات مهم به خصوص در زندگی های مشترک کنونی در میان جوانان دانست.
شاید علت اصلی شکاکیت همسر را بتوان به شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه نیز نسبت داد چرا که به دلیل وجود روابط مخفی در برخی خانواده ها که متاسفانه روزبه روز نیز در حال افزایش است.
شکاکیت همسران زیاد شده است.
شک همسر نه تنها خود فرد را مورد آزار و اذیت قرار می دهد بلکه طرف مقابلش را نیز اذیت می کند چرا که یکی از ویژگی های آنها چک کردن مداوم طرف مقابل است و در این لحظات همواره طرف مقابل تصور می کند که آیا کار اشتباهی انجام داده است که همسر او در حال چک کردن اوست.
منبع:کانون مشاوران ایران-همسرم خیلی شکاک است. با شکاکیت همسر چه باید کرد؟
