وقتی والدین به خاطر مشکلاتی که در مواجهه با رفتار کودک خود دارند، با ما مشورت میکنند، اغلب آنقدر درماندهاند که حتی نکته مثبتی هم برای گفتن ندارند. آنها شخصیت کودک را با کلماتی نظیر: لجباز، تنبیل و خودخواه توصیف میکنند. این یک حلقه معیوب است و راه به جایی نمیبرد. تغییر دادن شخصیت به مراتب از تغییر دادن رفتار مشکلتر است. وقتی برای تغییر دادن رفتار کودک تلاش میکنید، احتمال موفقیت شما بیشتر است. به بچه نگویید، «چه دختر خوبی». زیرا این جمله بدین معناست که هدف، عبارت است از خوب بودن در تمام اوقات؛ مسلم است که این انتظار غیر ممکن است. به جای آن میتوانید «من از طرز حرف زدنت با مایکل خوشم آمد». گفتن عبارت «پسر خوب» یا «دختر خوب» نمیتواند احساس مشخصی را به کودک القاء کند؛ مگر آن که کودک بتواند آن را با رفتارهای خویش ارتباط دهد؛ زیرا تصور هر کس از خود، بر پایه تصوری که از اعمالش دارد، استوار است.مشاوره کودک تلفنی
چگونه رفتار کودک را تحسین کنیم؟
موثرترین راه برای آموزش رفتار خوب، شکل دادن رفتار با تحسین است. این روش تربیتی، باید بهطور مداوم مورد استفاده قرار گیرد تا رضایت شما را از رفتارهای جدید فرزندتان نشان دهد.
از تحسینهای ویژه استفاده کنید
هدف از تحسین کردن، افزایش رفتارهای شایسته است پس شما باید بر رفتارهای خاصی که مورد قبولتان هستند، تاکید کنید. هرچه تحسین شما اختصاصیتر باشد، کودک درست بودن کارش را بهتر درک میکند و احتمال این که آن عمل را تکرار کند نیز بیشتر میشود. برای نمونه یک روز صبح متوجه میشوید که فرزندتان رختخوابش را مرتب کرده است، در همان حال نیز مشغول شانه زدن موهایش است. اگر به سادگی بگویید «از این که امروز صبح رختخوابت را جمع کردی خیلی خوشم اومد ممنونم.»
وقتی والدین برای یافتن نکته مثبتی در رفتار کودکشان دچار مشکل میشوند ما از آنان میخواهیم که از رفتارهای پسندیده کودکان خود یادداشتی تهیه کنند. ما والدینی را دیدهایم که فریاد میزدند: «هیچی برای نوشتن نبود!» اما بیشتر پدر و مادرها از مشاهده آن همه رفتارهای خوبی که نوشته بودند و از نقشی که از این یادداشتها در یادگیری روش تحسین داشت، شگفتزده میشدند.
وقتی شما از این روش استفاده میکنید، در پایان هر روز، یادداشتها را به کودکتان هم نشان دهید. این کار، روش خوبی برای صحبت کردن در مورد وقایع هر روز است و با این کار هر دو شما احساس خوبی خواهید داشت.
هر پیشرفتی را تحسین کنید
مراقب باشید تا به رفتارهای خوب کودکتان توجه کرده، آنها را تحسین کرده و بدین وسیله قدیم کوچک در جهت تربیت کودک بردارید. اگر به فرزند خردسالتان گفتهاید که باید اسباب بازیهایش را پس از بازی کردن با آنها مرتب کند ولی او قبلا هیچگاه این کار را انجام نداده است، پیشرفتهای کوچک او را نیز ستایش کنید.
برای نمونه، دفعه اول به خاطر برداشتن یکی از اسباب بازیها از کف اتاق و گذاشتن آن در کمد (در حالی که سه یا چهار تای دیگر را رها کرده است) از کودکتان تعریف کنید و به او آفرین بگویید: «چه کار خوبی کردی که کامیونترو توی کمد اسباب بازیها گذاشتی. بگذار کمکت کنم تا بقیهرو هم جمع کنی». دفعه بعد به خاطر جمع کردن دو قطعه از اسبابهایش از او تعریف کنید و همینطور ادامه دهید تا رفتار کودک اصلاح شود.
تصور کنید که فرنزد شما میخواهد همیشه مورد توجه باشد و تا وسط حرف شما نپرد نمیگذارد که مکالمه تلفنی خود را تمام کنید. بار اول که سی ثانیه منتظر شد، صحبت کردن را متوقف کنید و به خاطر این کارش از او تشکر کنید و قبل از آن که دوباره شروع به صحبت کنید، جوابش را بدهید. در فرصت مناسب بعدی برای زمان طولانیتری صبر کنید و سپس جوابش را بدهید. در واقع با این کار انتظار را در او شکل دهید. شاید مجبور باشید که کارتان را با توقعات کمتری آغاز کنید تا به هدفتان برسید.
هنگامی که رفتار جدیدی تثبیت شده است، برای حفظ آن به تحسین کمتری نیاز داریم و لازم نیست کودک در مورد آن رفتار به خصوص بهطور مداوم تمجید شود. در عوض، بهطور اتفاقی این کار را انجام دهید؛ مثلا هر پنج یا ده باری که کودک آن را انجام میدهد، از او تعریف کنید. این روش برای تقویت رفتار مزبور کافی است و به زودی برای هر دوی شما طبیعی خواهد شد. توجه داشته باشید که در مورد هر رفتاری ستایش را هرگز بهطور کامل متوقف نکنید.
بهطور مناسب و مقتضی تحسین کنید
برای دریافت پاسخهای بهتر، نوع تحسین را با سن و اخلاق کودک متناسب کنید. برای نمونه در آغوش گرفتن، بوسیدن و دیگر نشانههای عملی محبت همراه با کلمات مهرآمیز، برای کودکان خردسال موثرند. اما در مورد کودکان بزرگتر بهتر آن است که از پیامهای سری استفاده کنیم. زیرا این کودکان بیشتر دوست دارند بهطور خصوصی تشویق شوند. برای نمونه، میتوانید با یک چشمک یا اشاره دست نشان دهید که به عمل خوبش توجه کردهاید. بعدا میتوانید در مورد رفتار پسندیدهاش، با یکدیگر صحبت کنید.
بیشتر کودکان بزرگتر با لحن آمیخته با شوخی را به تعریف و تمجید مستقیم ترجیح میدهند. گفتن این جمله که «عجب مستخدم با سلیقهای اینجا بوده است!» پاسخ بهتری را در یک کودک دوازده ساله برمیانگیزد تا این جمله که «واقعا رختخوابت را خیلی خوب مرتب کردهای».
به نظر ما باید در مورد واکنشهای فرزندتان نسبت به تحسین، قضاوت کنید تا ببینید به هدف زدهاید یا خیر. اگر کودک تعریفهای شما را نادیده میگیرد، ولی بعدا آن رفتار خوب را تکرار میکند، درمییابید که ستایش موثر بوده است.
توجه: به خاطر داشته باشید که جملات تکراری خسته کننده میشوند. عبارات مشابهی که پشت سر هم استفاده میشوند، تاثیر خود را از دست میدهند؛ خلاق باشید. گاهی بهتر است یک یادداشت زیر بالش یا در کیف فرزندتان بگذارید و در آن از یک رفتار ناپسندش بهطور خاص شکایت کنید. یا اجازه دهید در حالی که با عصبانیت در مورد اعمال نادرستش با یک دوست صحبت میکنید، بهطور تصادفی حرفهای شما را بشنود.
برای تقویت اثرات تحسین میتوانید یک جایزه را نیز با آن همراه کنید. به کودک بگویید که از کدام کارش خوشحال شدهاید و به او وعده یک هدیه کوچک بدهید، ولی هدیه دادن را برای زمانهای خاص بگذارید تا همیشه منتظر آن نباشد.

بلافاصله کودک را تحسین کنید
تحسین کردن به خصوصی در مورد کودکان خردسال وقتی موثرتر است که بدون معطلی صورت گیرد. نگذارید تا بین رفتار پسندیده او و پاسخ شما فاصله زیادی بیفتد، اگرچه کودکان بزرگتر قادرند این فاصله زمانی را درک کنند.
معمولا فاصله بین عمل کودک و واکنش ما میتواند با یک اشاره کوچک به موضوع پُر شود. سپس در یادداشت روزانه رفتارهای خوب نوشته شود. وقتی این یادداشت را به او نشان میدهید، چیزی هم به عنوان تحسین بگویید. مثلا بگویید: «وقتی میبینم به خواهرت هم کاغذ نقاشی میدی، خیلی خوشحال میشم». البته لازم نیست که در یادداشتتان توضیحات کاملی بنویسید، بلکه رفته رفته عادت میکنید علامتی بگذارید که فقط برای خودتان معنی داشته باشد.
منبع:مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-مشاوره کودکان تلفنی:تحسین رفتار کودک
اگر روز آغاز خوبی داشته باشد، امکان بیشتری وجود دارد که هم والدین و هم بچهها روز خوبی در پیش داشته باشند. با این حال، ما اغلب چنان گرفتار عادتها و وظایفمان در زمینه بیدار کردن به موقع، مراقبت از بهداشت کودک، فراهم آوردن غذا، رسانیدن کودک و رتق و فتق امور هستیم که این درگیریهای اجتنابناپذیر صبحگاهی میتوانند تمام روز را خراب کنند.
در این مقاله کوشش خواهیم کرد تعدادی از مشکلات والدین و کودکان که معمولا موجب گرفتاریهای صبحگاهی میشود و همچنین راههایی که میتوان از آنها اجتناب کرد یا تغییرشان داد را مورد بحث قرار دهیم. هنگامی که راههای پیشنهادی را امتحان کردید، مشاهده خواهید کرد که این راهحلها چه تغییر عمیقی در شروع برنامههای روزانه خانواده شما و همچنین دیدگاه مثبتتر اعضاء خانواده نسبت به یکدیگر و نسبت به روز در پیشرو، ایجاد خواهد کرد.
نظر مشاور کودک در مورد کودک سحرخیز
کودکانی که صبحها خیلی زود از خواب برمیخیزند: زمانی که کودک شما صبحها چنان زود از خواب برمیخیزد که باعث دردسر شما میشود، چه کاری میتوانید انجام دهید؟ اگر کودک شما با زود برخاستن، خواب شما را برهم میزند و یا با پرسه زدن خودسرانه در اطراف خانه موجب نگرانی شما میشود، میتوانید به او یاد دهید که در چنین مواقعی دوباره به خواب برود و یا به آرامی در رختخواب خود بازی کند. ولی در درجه اول باید بررسی کنید که آیا میزان خواب او کافی است یا نه.
واقعیت این است که بعضی از کودکان به خواب بسیار کمتری نسبت به کودکان دیگر نیاز دارند. میزان خواب کافی در مورد یک کودک میتواند دوازده ساعت و در مورد کودک دیگر هشت ساعت باشد. گاهی کمخوابی میتواند نشانگر فعال بودن بیش از حد باشد ولی معمولا صرفا نمایانگر تفاوت بین افراد است. اگر میزان خواب کودک شما آن قدر نیست که روز را به خوبی بگذراند، وظیفه شما این است که به او یاد بدهید هنگامی که از خواب برمیخیزد،
چطور مجددا به خواب برود و یا این که چطور بیشتر بخوابد. ولی اگر با این مقدار خواب، کاملا راحت و شاداب است وظیفه شما این است که به او یاد دهید تا رسیدن موقع مناسب برای بیدار شدن سایرین، در یک مکان امن و یا رختخواب به آرامی و بدون سروصدا بازی کند.روانشاسی کودک
تعیین وضعیت خواب کودک
با پرسشهای زیر میتوانید وضعیت کلی خواب کودک را تعیین کنید:
۱- آیا کودک همیشه نسبت به همسالانش کمتر میخوابد؟
۲- هر شب چند ساعت میخوابد؟
یک هفته میزان خواب شبانه کودک را یادداشت کنید و سپس میانگین آن را محاسبه نمایید. متوسط خواب شبانه کودک چقدر است؟
۳- آیا میزان خواب کودک هر شب تقریبا یکسان است و یا این که تفاوت زیادی بین مقدار خواب او در شبهای مختلف وجود دارد؟
۴- آیا معمولا کودک صبحها شاداب است؟ آیا تا هنگام خواب بعدازظهر یا خواب شب «دوام» میآورد و یا این که مجددا به خواب میرود؟
اگر میزان خواب شبانه کودک تقریبا هر شب به یک اندازه است و معمولا صبحها شاداب است، احتمالا خوابش کافی است و تنها باید آموزش ببیند که وقتی شبها به خواب نمیرود یا این که صبحها زود از خواب بیدار میشود، به آرامی در رختخواب بازی کند. اگر کودک به خواب بیشتری نیاز دارد، میتوانید روشهای زیر را به کار گیرید تا با تغییر عادتهای خوابیدن، کودک بتواند بیشتر بخوابد:
آموزش زمانبندی خواب به کودک
چطور به کودکان آموزش دهیم که بیشتر بخوابند. بعضی از کودکان به راحتی به خواب میروند، ولی عادت دارند قبل از ساعت مقرر از خواب برخیزند. راه حلهای زیر میتوانند به چنین کودکانی بیاموزند چطور تا رسیدن ساعت مناسب برای بیدار شدن، مجددا به خواب روند.
قاطع باشید. هنگامی که کودک زود از خواب برمیخیزد، با قاطعیت از او بخواهید که دوباره بخوابد و یا این که تا هنگامی که به سراغش نرفتهاید در رختخواب بماند. در مورد بعضی از کودکان همین کافی است؛ البته به شرط آن که کودک حس کند شما واقعا این حرف را جدی میزنید.
انتظار معجزه نداشته باشید. بیشترین چیزی که میتوانید انتظار داشته باشید، افزایش تدریجی زمان خوابیدن است. اگر کودک نوپای شما ساعت ۶ صبح از خواب برمیخیزد، از او انتظار نداشته باشید که روز بعد ساعت ۸ صبح از خواب برخیزد. اگر فردای آن روز ساعت شش و پانزده دقیقه و روز بعد ساعت شش و سی دقیقه از خواب برخیزد، پیشرفت زیادی کرده است. سعی کنید در این مورد به تدریج به حالت ایدهآل برسید.
به کودک اطمینان خاطر بدهید. بعضی از کودکان نگران این هستند که مبادا بیش از حد بخوابند. آنها را مطمئن کنید که در صورت لزوم آنها را از خواب بیدار خواهید کرد. و یا این که بالای سر آنها ساعت زنگدار بگذارید.

قانون «پنج دقیقه صبر کن» را اجرا کنید. احتمالا شما نیاز دارید که به جای کودک، خودتان را تقویت کنید. هنگامی که صدای گریه و یا حرکت کردن کودک را شنیدید، سریعا سراغ او نروید. ابتدا پنج دقیقه صبر کنید و سپس به اتاق او بروید؛ مگر مواقعی که فکر مبیکنید کودک واقعا مشکلی دارد. بعد از چند روز میبینید که کودک بلافاصله یا کمی بعد دوباره به خواب میرود. اگر هنوز زود از خواب برمیخیزد، دوباره این قانون را به کار ببرید.
به کودک پاداش دهید. در مورد کودکی که حرفها را به خوبی میفهمد، میتوانید از پاداش دادن استفاده کنید. این روش معمولا در مورد کودکان بالای سه سال به خوبی موثر واقع میشود. برای کودک اهداف جزئی انتخاب کنید تا به تدریج به آنها برسد.
اگر به عنوان پاداش به کودک یک اسباببازی میدهید، اطمینان حاصل کنید که اگر بدون حضور شما با آن بازی کند، خطری او را تهدید نمیکند. کودکان را با اسباب بازیهایی که به راحتی از یکدیگر جدا میشوند و به صورت اجزاء کوچک قابل بلع درمیآیند، تنها نگذارید. همچنین در مورد اسباب بازیهایی که سیم دارند احتیاط کنید. ممکن است بخواهید که جدول جایزره را با مورد بعدی (تمرین مثبت) همراه کنید.
منبع:مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-روانشناسی کودکان:کودکان و مشکلات صبحگاهی

اختلالات یادگیری برای توصیف ناتوانی در حفظ و تعمیم مهارت ها یا اطلاعات خاص به دلیل کمبود توجه، حافظه یا استدلال است که بر عملکرد تحصیلی تأثیر می گذارد. ناتوانی های یادگیری یا اختلالات یادگیری، نقص در نوشتن، خواندن یا حساب هستند. کودکان مبتلا به اختلال یادگیری در یادگیری مشکل دارند و علیرغم تمرین های مداوم و فشرده، به اهداف تعیین شده یادگیری دست نمی یابند.
با درک انواع مختلف اختلالات یادگیری و علائم آن ها، شما می توانید چالش های خاصی که کودکتان با آ نها مواجهه می شود را کشف کنید و یک برنامه درمانی مؤثر را محیا کنید. مرکز مشاوره ستاره ایرانیان درمان تضمینی اختلالات یادگیری کودکان را ارائه می دهد، مشاوران این مرکز به صورت تخصصی دوره های درمان را گذرانده و علاوه بر این مرکز ستاره با کمک دستگاه های به روز دنیا بدون هیچ عوارض جانبی عملکرد تحصیلی و شخصی کودک شما را به بالاترین حد می رساند.
برای مطالعه بیشتر: تشخیص اختلالات و ناتوانی های یادگیری
اختلالات یادگیری چیست؟
اختلال یادگیری باید از ناتوانی ذهنی (که قبلاً به عنوان ناتوانی ذهنی شناخته می شد) متمایز شود، اختلال یادگیری در کودکان با هوش طبیعی یا حتی بالاتر از حد متوسط رخ می دهند. اختلالات یادگیری فقط بر عملکردهای خاص تأثیر می گذارد، در حالی که در کودک دارای ناتوانی ذهنی، عملکرد شناختی مناسب را ندارند. انواع ناتوانی های یادگیری شامل سه نوع زیر است:
اختلالات خواندن
اختلال در بیان نوشتاری
اشکالات محاسباتی
به عنوان مثال، یک کودک با ناتوانی های یادگیری با حساب و کتاب مشکل زیادی دارند، اما هیچ مشکلی در زندگی در خواندن، نوشتن و سایر زمینه ها ندارند. نارساخوانی شناخته شده ترین شکل ناتوانی های یادگیری است. اختلالات یادگیری هیچ ارتباطی با مشکلات یادگیری ناشی از اختلالات بینایی، شنوایی، هماهنگی یا ذهنی ندارد. با این حال، این مشکلات می تواند در کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری نیز رخ دهد.
علل اختلالات یادگیری
بسیاری از والدین خودشان را مقصر اختلال یادگیری فرزندشان می دانند اما کودکان می توانند با ناتوانی یادگیری به دنیا بیایند و یا در حین رشد به آن دچار شوند. در حالی که علل دقیق ناتوانی های یادگیری مشخص نیست، اما به دو قسمت قبل و بعد از تولد تقسیم می شود:
اولین دلیل اختلال یادگیری شامل شرایط پزشکی مادر یا استفاده از داروهای غیرمجاز در دوران بارداری مادر، عوارض بارداری یا زایمان (مانند پره اکلامپسی یا زایمان طولانی) و مشکلات نوزاد در زمان زایمان (مانند نارس بودن ، وزن کم هنگام تولد، یرقان یا زایمان زودرس).
پس از تولد، عوامل احتمالی شامل قرار گرفتن در معرض آسیب های محیطی مانند سرب، عفونت های سیستم عصبی مرکزی، سرطان و درمان های آن، سوءتغذیه و انزوای شدید اجتماعی، یا بی توجهی یا سوء استفاده عاطفی است. حوادثی که در دوران کودکی رخ می دهد، مانند کودک آزاری و بدرفتاری نیز در ایجاد ناتوانی های یادگیری نقش دارند بنابراین تمام این عوامل باید بررسی شود در صورتی که کودک آزاری و آسیب های محیطی متوقف نشد درمان نتیجه بخش نخواهد بود.
شایع ترین انواع اختلالات یادگیری
نارساخوانی: شناخته شده ترین و بیش ترین اختلالات یادگیری در کودکان، نارساخوانی است. کودکان مبتلا به نارساخانی در یادگیری خواندن و نوشتن مشکل دارند. آن ها حروف را با هم مخلوط می کنند، بدون توقف می خوانند یا اشتباهات املایی یکسانی را بارها و بارها انجام می دهند.
دیسگرافی: برخی از کودکان از اختلال همزمان خواندن و املاء رنج نمی برند، بلکه تنها از یکی از این دو رنج می برند. کودکانی که تنها در نوشتن مشکل دارند، دچار دیسگرافی می شوند. این اختلال در نوشتن در حذف حروف، حروف ناهماهنگ و مشکل در تشخیص صداهای متفاوت ظاهر می شود.
دیسکالکولیا: دیسکولیا نوعی اختلال اعداد است که به صورت محدود تر میان کودکان دیده می شود. کودکان مبتلا به اختلال حساب در یادگیری حساب مشکل دارند. آن ها فاقد درک اعداد و کمیت هستند. به همین دلیل است که آن ها به زمان طولانی تری برای حساب کردن نیاز دارند و در شمارش اشیا یا خواندن ساعت با مشکل روبرو می شوند.
دیسپراکسی: دیسپراکسی یک اختلال رشدی در مهارت های حرکتی و هماهنگی است و به خودی خود یک اختلال یادگیری نیست، اما در اکثر موارد مشاهده می شود که عملکرد مدرسه را مختل می کند. به نظر می رسد کودکان مبتلا به این اختلال رشد کنترلی بر بدن خود ندارند. حرکات ناهماهنگی انجام می دهند.
ADHD: مانند دیسپراکسی، اختلال کم توجهی بیش فعالی ADHD یک ناتوانی یادگیری به معنای سنتی نیست، اما اغلب با مشکلات یادگیری همراه است و یکی از شایع ترین اختلالات روانی در کودکان و نوجوانان است. کودکان مبتلا به ADHD اغلب بی قرار، تکانشی هستند و نمی توانند یک جا بنشینند، علاوه بر این در کلاس توجه کافی را نداشته و حتی حواس دیگران را نیز پرت می کنند.
درمان اختلالات یادگیری
برنامه درمانی مرکز درمان اختلالات یادگیری ساده مخصوصاً برای مشکلات یادگیری و نیازها و درمان اختلالات یادگیری در دانش آموزان ابتدایی و بالاتر طراحی شده است و درمانی تضمینی را فراهم می کند.
۱.اختلالات و ناتوانی های یادگیری را مشاهده و درک کنید.
همه کودکان نیاز به عشق، دلگرمی و حمایت دارند و برای کودکان دارای ناتوانی های یادگیری این چنین تقویت مثبتی می تواند در اطمینان بخشی به کودکان برای ایجاد حس اعتماد به نفس قوی، اطمینان و عزم بر ادامه زندگی حتی با وجود سختی ها مفید باشد. به خاطر داشته باشید که هنگام جستجوی روش هایی برای کمک به کودکان دارای ناتوانی های یادگیری شما به طور غیر مستقیم به دنبال روش هایی باشید بلکه در کمک به خودشان کاری انجام داده باشید. وظیفه شما به عنوان یک والد، درمان ناتوانی یادگیری نیست بلکه بگذارید کودکتان ابزارهای هیجانی و اجتماعی مورد نیاز را از نزدیک لمس و تجربه کند تا با چالش ها و احساسات ناخوشایند روبرو شود.
در نهایت، مواجهه و غلبه با چالشی مانند ناتوانی یادگیری می تواند به کودکتان در رشد انعطاف پذیری بیشتر و قوی ترشدن کمک کند. همواره به یاد داشته باشید روشی که شما به چالش ها واکنش نشان می دهید تأثیر زیادی در عملکرد کودکتان خواهد داشت. طرز برخورد خوب، مشکلات مرتبط با ناتوانی یادگیری را حل نخواهد کرد بلکه به کودکتان حس امید و اطمینانی می دهد که آن مشکلات قابل اصلاح بوده و آنکه او سرانجام موفق خواهد شد.
۲. نکاتی برای مواجهه با ناتوانی یادگیری کودکتان
در نگریستن به یکسری چیزها روشن فکر باشید ناتوانی یادگیری غیرقابل درمان نیست. به خودتان یادآور شوید که هرکسی ممکن است با موانع موجود در فرآیند یادگیری مواجهه شود. این نکته برای شما به عنوان والدین گفته می شود تا به کودکتان آموزش دهید که چگونه با موانع روبرو شوند بدون اینکه ناامید شوند یا احساس شکست کنند. اجازه ندهید امتحانات، مقررات تحصیلی و کاغذبازی های مداوم، شما را از هدف اصلی تان از جمله حمایت های زیاد هیجانی و اخلاقی کودکتان دور کند.

۳. خودتان متخصص شوید.
برای تشخیص و درمان اختلالات یادگیری در کودکان ابتدایی تحقیقات خود را انجام دهید و خود را با پیشرفت های موجود در برنامه ها، درمان ها و تکنیک های آموزشی ناتوانی یادگیری به روز و هماهنگ کنید. ممکن است شما در ابتدا از طریق دیگران از جمله معلمان، درمانگران، پزشکان برای جستجوی راه حل ها ترغیب شوید. اما شما نخستین متخصص کودکتان هستید پس سعی کنید زمانی که نیاز به یافتن ابزارهایی است که کودکتان نیاز دارد مسئولیت پذیر باشید و این دوره را مدیریت کنید.
اختلالات یادگیری
۴. از کودک خود حمایت کنید.
شما ممکن است بارها مجبور شوید سکوت را برای ارائه خدمات خاص به کودکتان بشکنید. نقش خود را به عنوان یک والد مسئولیت پذیر و حامی بپذیرید و در پرورش مهارت های اجتماعی قدم بردارید. گاهی اوقات ممکن است ناامید شوید اما گاهاً با حفظ خونسردی و معقول بودن و در عین حال قاطعیت، شما متوجه تفاوت زیادی در رفتار کودکتان خواهید شد.
منبع:کانون مشاوران ایران-اختلالات یادگیری
