دکتر روانپزشک

روانشناسی

دکتر روانپزشک

روانشناسی

همسرم برام دلنشین نیست!

   

با سلام بنده 26 سال سن دارم و حدود 3 ماه است که عقد کردم با دختری که مادرم برام پیدا کرده بود، دوران قبل از عقد برام خیلی خوب بود و رضایت کامل داشتم (البته نا گفته نماند 2 ماه با هم صیغه محرمیت خونده بودیم و همان دوران هم چندین مرتبه از ازدواج با همسرم پشیمون شدم ولی بخاطر اینکه اولش روم نشد به کسی بگم دوم اینکه آخراش مادرم یه دعوا راه انداخت چون احساس میکرد من از همسرم خوشم نمیاد و بهم ریخته ام، در واقع مادرم درست میگفت ولی من چونکه دعوا راه انداخت و همسرم را جلوی من تحقیر کرد ناخودآگاه به حمایت از ایشون برخاستم و گفتم الا و بااله من میخوامش و انقد احساسی شده بودم که اصلا به اینکه از ظاهرش خوشم نمیاد فکر نکردم تا اینکه بالاخره با هم ازدواج کردیم) بعد از عقد تازه متوجه شدم همسرم با همه خوبی هایی که داره از لحاظ اخلاقی و فکری ولی متاسفانه برای من جذاب و دلنشین نیست و در اولین رابطه از اندام ایشون هم خوشم نیومد و یه جوری تو رابطه هام بعضی کارها برام چندش آوره یعنی با چشم بسته انجام میدم و الان نمیدونم چیکار کنم جدا شم یا بمونم کنارش؟ از طرفی هم همسرم وقتی متوجه موضوع شد همه تلاششو واسه چذاب کردن خودش میکنه ولی نمیدونم چرا تو دلم جا نمیشه؟

البته قابل ذکره که من عاشق یه دختر دیگه بودم و همش همسرمو با اون دختره مقایسه میکردم و همین مقایسه سبب شد تا من نسبت بهش بی تفاوت بشم و احساس کنم اشتباه کردم چونکه من همسرمو بیشتر بخاطر چادری بودن و دیندار بودنش گرفتم ولی و همون دختره رو هم بخاطر اینکه مانتویی بود و چادری نشد ردش کردم ولی بعد از چند ماه وقتی تو یه مهمونی دیدم همسرم جلوی فامیلاشون(نامحرم) چه لباسایی میپوشه دیگه تیر خلاص زده شد و من صددرصد پشیمون شدم. که با ناراحتی همسرم متوجه شدم. و من ازین ناراحت بودم که چرا تا قبل از عقد همیشه لباسای سنگین و با وقار تنش بود ولی الان اینطور و اینکه من بخاطر خدا از اون دختره که عاشقانه دوسش داشتم گذشتم(البته به ظاهر چون تو این مدت همش به فکرش بودم) و با توکل به خدا فکر میکردم بهترین انتخابمو کردم ولی اینطور شد.

حال به نظر شما چیکار کنم با همسری که عاشقش نیستم و از لحاظ چهره و اندام هم ازش خوشم نمیاد و برام جذابیت چندانی نداره؟

منبع:  مشاورکو: مرکز مشاوره روانشناسی و مشاوره آنلاین- همسرم برام دلنشین نیست!

تفاوت رفتاری

با سلام 

با دختری آشنا شده ام که از همه ی جنبه ها با هم کفویت داریم به طور مثال خانواده های دو طرف از لحاظ اقتصادی ، مذهبی، فرهنگی ، اعتقادی ، سیاسی و ... با هم کفویت دارند .

دختر هم از لحاظ سنی و زیبایی مقبول بنده است .

فقط یک مشکل!

من از لحاظ اجتماعی کمی مشکل کمرویی داشته و از کمبود اعتماد به نفس رنج می برم . اما این دختر و خانواده ی این دختر بهتر بگم کل این قوم دارای اعتماد به نفسی در حد لالیگا هستند . در هر موردی از خودشان تعریف می کنند در حالیکه افرادی عادی هستند و واقعا از بقیه متمایز نیستند . در عین حال من با این گونه افراد که پرمدعا هستند راحت نیستم و دوست ندارم با این گونه افراد خیلی رابطه داشته باشم .

حال از شما خواهشمندم بنده را در این زمینه راهنمایی بفرمایید که ایا این مشکل با وجود آن همه کفویت هایی که ذکر کردم می تواند مشکل ساز شود یا اینکه به مرور می توان به این تفاوت رفتاری عادت کرد یا اینکه تغییر داد.

ممنون

منبع: مشاوره آزاد جنسی و زناشویی- تفاوت رفتاری

با چند تکنیک آسان ، یک رابطه زناشویی فوق العاده بسازیم – همدلی کردن

روش های موجود برای پذیرفته شدن بیشتر توسط همسرتان – و ایجاد یک رابطه قوی تر

هر رابطه ای جر و بحث های مختص به خودش را دارد.

بنابراین سوالی که مطرح می شود عبارت از این است که آیا یک استراتژی واقعی برای خاتمه دادن مناسب به اختلافات ما بین شما و همسر شما وجود دارد؟


پاسخ یکی از کارشناسان به این سوال “بله” بوده است.


یکی از موارد فریب دهنده ای که در هر رابطه ای وجود دارد، عبارت از این فرض می باشد که فرد دیگر شخصی است که به تغییر نیاز دارد.


هر چند که تهییج می شوید به دلیل مشکلات موجود در رابطه، همسرتان را مورد سرزنش قرار بدهید.


ولی آندرا میلر، رئیس و موسس سایت یورتانگ و نویسنده کتاب پذیرش رادیکالی: رمز مربوط به عشق شاد و بادوام معتقد است که یکی از بهترین روش ها برای غلبه بر روی جر و بحث ها، متوقف کردن تلاشتان برای تغییر همسرتان می باشد.


میلر معتقداست که پذیرش رادیکالی افرادی که رابطه نزدیکی با آنها دارید منجر به کاهش تنش های موجود می شود و شما را به همسرتان نزدیک تر می کند.


شما با رها کردن خودتان از مسولیت مربوط به ایجاد تغییر در همسرتان، به خودتان اجازه خواهید داد تا شخص مورد علاقه خودتان را به صورت کامل و با تمام اشتباهات و سایر ویژگی هایی که دارد بپذیرید.


این مورد منجر به معرفی پویایی های جدیدی در رابطه می شود که در نتیجه آن زوجین به احساس دوست داشته شدن و احترام گذاشته شدن متقابل دست پیدا می کنند.


در ادامه یک سری توصیه هایی برای ایجاد یک رابطه شاد معرفی شده است.


همدلی کردن را جایگزین قضاوت کردن بکنید

ماکسیم فسنکو / شاتراستاک


هر شخصی دوست دارد یک رابطه ای داشته باشد که در نتیجه آن به یک احساس امنیت کامل دست پیدا کند و در عین حال مورد قضاوت واقع نشود.


زمانی که زوجین به صورت مکرر با یکدیگر اختلاف پیدا می کنید و به دلیل تصمیمات و اقدامات ضعیف همدیگر را مورد قضاوت قرار می دهند، این مورد به جای ایجاد صمیمیت، فقط منجر به بیشتر شدن اختلاف ما بین آنها و آسیب پذیر شدن بیشتر زوجین خواهد شد.


به جای انتقاد کردن از همسرتان به دلیل نحوه پر کردن ماشین ظرفشویی، یک زمانی را صرف از بین بردن تفکرات مربوط به قضاوت بکنید و احساس قدردانی در مورد کار کردن همسرتان در خانه را جایگزین آن بکنید.


در صورتی که یک بار دیگر نسبت به دیر آمدن همسرتان از سر کار به خانه عصبی شدید، سعی کنید که تفکرات خودتان را تغییر بدهید و به دلیل روز طولانی که در محیط کار داشته است، با وی همدلی کنید.


میلر معتقد است که “این مورد عامل اصلی در پذیرش رادیکالی می باشد. این یک تمرین قدرتمند، زیبا، حدی و قابل تغییر می باشد – بر روی تمرین کردن متمرکز شوید!


عامل اصلی عبارت از ملزم کردن خودتان برای دستیابی به این هدف و آگاهی یافتن نسبت به زمان هایی می باشد که مورد قضاوت قرار داده می شوید و همچنین فرمان دادن به خودتان بر مبنای این تمرین می باشد.


من از این روش در مورد همسرم و سایر افراد مهمی که در زندگی ام وجود دارند، استفاده کردم – به خصوص کسانی که منجر به عصبانیت من می شدند.


من می دانم در زمانی که یک شخص دیگری را مورد قضاوت قرار می دهم، حالت منفی آن به سمت خودم برخواهد گشت”.


[۱] Maksim Fesenko


[۲] Shutterstock


برنامه ریزی برای بارداری

0 دیدگاه /خرداد ۲۳, ۱۳۹۸

ادامه مطلب ...

گسترش دادن همدلی

میخیل – کایل / شاتراستاک


بهترین روش برای متوقف کردن جریان موجود در اختلافات، عبارت از قرار دادن خودتان به جای همسرتان می باشد. در طول یک جر و بحث، دوست دارید که به چه نحوی با شما برخورد شود.


این مورد در اغلب مواقع کمک می کند تا یک سری از تکنیک های مدیریتی به کار گرفته شود که به عنوان صداقت رادیکالی نامیده می شود، به نحوی که زوجین به صورت واقعی نسبت به یکدیگر اهمیت می دهند .


و همچنین بازخورد مستقیم و صادقانه ای را برای کمک به بهتر شدن یکدیگر فراهم می کنند.


شما فقط از طریق احترام گذاشتن، پذیرفتن، و دوست داشتن به همسرتان می توانید منجر به بهبود رابطه تان شوید. موارد بیان شده عبارت از کارهایی هستند که دوست خواهید داشت به صورت متقابل از طرف همسرتان هم صورت بگیرد.


میلر توضیح داده است که “جایگزینی همدلی به جای تشخیص و توسعه دادن همدلی به صورت مشارکتی پیشرفت خواهد کرد.


شما با گسترش دادن همدلی نسبت به یک فرد دیگر، می توانید یک ایمنی مناسبی را در رابطه خودتان ایجاد کنید، که در نهایت توانایی هر دو شما را برای دیدن و شنیده شدن واقعی افزایش خواهد داد.


در برخی مواقع این مورد می تواند ترسناک باشد، ولی یک عامل کلیدی برای ایجاد رابطه صمیمی و عاطفی عمیقی می باشد.”


تلاش خودتان برای کنترل کردن وی را متوقف کنید

Nd3000 / شاتر استاک


بهترین رابطه ها شامل دو فردی می باشند که احساس می کنند به صورت مستقل از طرف دیگر می توانند کارایی خودشان را داشته باشند.


زمانی که یک نفر موجود در رابطه می خواهد که طرف دیگر را کنترل کند، نتایج ایجاد شده می تواند برای هر دو فرد مخرب و تاسف بار باشد.


یک رابطه سالم شامل اعتماد، و توانایی شخص برای اجازه دادن به طرف مقابل برای بودن خود واقعی اش می باشد، و همچنین شامل دوست داشتن و پذیرفتن کامل طرف مقابل می باشد.


میلر معتقد است که تلاش برای کنترل کردن طرف مقابل یکی از ناسالمترین روش ها می باشد، ولی متاسفانه رایج ترین رفتار موجود مابین زوجین می باشد.


وی می گوید که “کنترل یکی از خائنانه ترین راه هایی است که می تواند منجر به تخریب خودمان و سایر افراد شود.


احساس نیاز به کنترل موارد عبارت از نفس شما می باشد و ترس موجود عبارت از مشخص و ظاهر شدن نیات زشت می باشد.


با این وجود این موجودات توهمی (نیات زشت) آنقدر ملایم هستند که به صورت فریب دهنده و معمولا از طریق روش های ناهوشیارانه عمل می کنند.


در برخی مواقع ما احساس نیکوکاری می کنیم و حتی در برخی مواقع احساس می کنیم که دارای قدرت معنوی هستیم، و در نهایت می خواهیم که موارد موجود و سایر افراد را کنترل کنیم.


فرضیه ضمنی موجود عبارت از “من بهتر می دانم” یا “من به شما اعتماد ندارم” می باشد، که در نهایت به “من درست می گویم، شما اشتباه می کنید” یا “احساسات من مهمتر از احساسات شما می باشد” تبدیل می شود.


با چند تکنیک آسان ، یک رابطه زناشویی فوق العاده بسازیم

مشاورانه 

مشاوره خانواده 

مشاوره ازدواج 

مشاوره تلفنی 

مشاوره آنلاین 

تست روانشناسی 

مشاوره روانشناسی 

مشاوره جنسی 

اختلال روانی 

استخدام روانشناس و روانسنج

همسر خودتان را بر اساس شرایط واقعی که دارد، بپذیرید

میخای لووسکی / شاتر استاک


تبدیل شدن به یک بخش از رابطه نمی تواند به این معنا باشد که شما شخصیت قبلی خودتان را فراموش کنید و آن را از بین ببرید.


در حالی که رشد و پیشرفت شخصی عبارت از موارد خوبی می باشند، ولی هر دو فرد موجود در رابطه باید بدون شرط و با همه معایب و شرایطی که دارند، مورد پذیرش قرار بگیرند.


این بدان معنا می باشد که فشار دادن خمیر دندان از وسط منجر به از بین رفتن معامله نمی شود، و شاید نیاز باشد که عدم توانایی همسر شما برای تسهیم کردن بدون اکراه شما در غذا ، باید به عنوان یک ویژگی دوست داشتنی در نظر گرفته شود و عاملی برای ایجاد جر و بحث های بعدی نباشد.


میلر سریعا در کتاب خودش اشاره کرده است که این مورد شامل مشکلات شدید، همانند سوء استفاده فیزیکی یا زبانی نمی باشد.


وی نوشته است که “پذیرش رادیکالی به این معنا نمی باشد که همسر شما مجاز است نسبت به شما برتری داشته باشد.


این پذیرش به رفتارها و ویژگی هایی که به صورت مشخصی غیرقابل پذیرش هستند، همانند معایب شخصیتی حساس (برای مثال، او به صورت جدی دروغ می گوید، تقلب می کند یا دزدی می کند)؛


سوء استفاده زبانی، عاطفی یا فیزیکی؛ یا هر رفتاری که تهدید کننده یا خطرناک می باشد، اجازه بروز یافتن نمی دهد.


مشاور کو


تعهد کردن برای دوست داشتن بدون شرط همسرتان

کمیل ماکنیاک / شاتر استاک


عشق بدون شرط عبارت از هدف نهایی اکثر روابط تعهدآور می باشد.


دوست داشته شدن و به صورت صحیح شناخته شدن، عبارت از هدیه هایی می باشند که منجر به ایجاد خوشحالی و داشتن عملکرد کاملی می شوند که بر روی تمامی نگرانی های زندگی تاثیرگذار می باشند.


این وضعیت باعث می شود که شما اعتماد بنفس مناسبی را برای دستیابی به کامل ترین پتانسیل تان داشته باشید و در نهایت ایمنی و اطمینان مورد نیازتان را، که برای تشویق همسرتان به انجام دادن همان کار به آن نیاز دارید، ایجاد کند.


میلر در کتاب خودش نوشته است که “در یک پذیرش رادیکالی، هیچ چیزی همانند جلسه داشتن با یکدیگر در وسط راه نمی باشد.


پذیرش رادیکالی به این معنا می باشد که شما همواره از همسرتان حمایت می کنید – حتی در زمانی که وی کار اشتباهی انجام دهد.


پذیرش رادیکالی عبارت از دوست داشتن بدون شرط می باشد – حتی در زمانی که سخت و غیر قابل تحمل باشد، یا زمانی که عمیقا احساس آسیب دیدن و مایوس شدن بکنید و یا اینکه احساس کنید که وی اشتباه می کند.”


مشاوره ازدواج

یک زمانی را صرف گوش دادن کامل به وی بکنید

صرف زمانی برای دیدن واقعی همسرتان به این معنا می باشد که شما به وی ارزش قائل هستید و به دلیل شخصی که هست، از وی قدردانی می کنید.


میلر زوجین را تشویق می کند تا در هر روز آرام باشند و به صورت واقعی به گفته های همسرشان گوش دهند.


وی در کتاب خودش توضیح داده است که “یکی از نقل قولهایی که دوست دارم همواره بیان کنم، مربوط به پاول تیلیچ ، به عنوان یک فیلسوف آزادگرای مسیحی می باشد که بیان می دارد «اولین وظیفه در دوست داشتن، عبارت از گوش دادن می باشد».


شما در واقعیت این مورد را چند بار انجام می دهید؟


ما خودمان چند وقت به چند وقت به صورت فعال به صحبت های همسران خودمان گوش می دهیم؟


” وی به خوانندگان خودش توصیه کرده است که “یک کار بزرگی را که دوست دارم انجام بدهید، عبارت از این است:


در دفعه بعدی که همسرتان با شما صحبت می کند، بدون توجه به موضوع مورد بحث، فقط به حرف های وی گوش دهید.


و زمانی که می گویم فقط گوش دهید، منظورم این است که با چشم های خودتان هم به وی توجه کنید؛ به این معنا که به صورت و بدن همسرتان نگاه کنید.


به نیاز خودتان برای قطع کردن صحبت ها یا فکر کردن در مورد یک چیز دیگر یا هدایت کردن مکالمه به یک مسیر دیگر، بی توجه باشید.


به خصوص در زمانی که با وی مخالف باشید.


” آیا آماده گوش دادن هستید؟

منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی مشاورانه - با چند تکنیک آسان ، یک رابطه زناشویی فوق العاده بسازیم – همدلی کردن


نشانه هایی که وقوع طلاق را خبر می دهند

طلاق نباید یک اتفاق تعجب برانگیز باشد. طلاق ممکن است در هر ارتباطی ایجاد شود و معمولا زمانی که زوجین با مشکلاتی مواجه می شوند نشانه هایی با خود بهمراه دارد.. در اینجا نشانه هایی از وقوع طلاق در آینده ای نزدیک، آورده شده است.

در منابع مختلف و به گفته ی روانشناسان متعدد باید در امر طلاق، بالغانه رفتار کرد. در موارد کمی هر دوی طرفین بطور همزمان به یک تصمیم مشترک برای طلاق می رسند. گاها، یکی از زوجین، شاید آن فردی که آستانه درد پایین تری دارد، به این تصمیم می رسد که آنها دیگر نمی توانند به این زندگی مشترک ادامه دهند.


علی رغم غم و نامناسب بودن طلاق، فرد ممکن است به این نتیجه برسد که طلاق بهتر از ادامه ی این زندگی مشترک است. هرچند غالبا این مرد است که مساله ی طلاق را مطرح می کند، اما در ۷۵ درصد موارد این خانم است که خاتمه زندگی مشترک را شروع می کند.


همسری که طلاق را شروع نکرده است، ممکن است خود نیز به این نقطه نزدیک شده باشد و بلافاصله این پیشنهاد را بپذیرد که طلاق بهترین گزینه است. یا ممکن است او مقاومت کرده و بحث کند که اگر یک بار دیگر تلاش کنند ممکن است بتوانند این ازدواج را نجات دهند.


در برخی از موارد، فردی که مساله طلاق را مطرح نکرده است ممکن است کاملا شک زده شده و بحث کند که آنها ازدواج مقبولی دارند و نمی تواند اجازه دهد که خانواده از هم بپاشد و طلاق رخ دهد.


بالغانه رفتار کردن

مساله بلوغ از اهمیت بسیاری برخوردار است چرا که روشی که فرد می تواند مسائل و بالغانه رفتار کردن را مدیریت کند، مشخص می کند که آیا طلاق آزار دهنده خواهد بود یا نه قابل تحمل. ازدواج بهم نمیخورد بلکه در طول زمان فرو میریزد.


هر دفعه که یک اتفاق ناخوشایند یا آزار دهنده بدون حل شدن یا معذرت خواهی باقی می ماند، پیوندی که یک زوج را کنار هم نگه میدارد از بین می رود.


هر بار که یک همسر از تشخیص نیاز احساسی همسرش یا توجه به آن باز می ماند، این پیوندها ضعیف می شوند. هر بار که از مجادله دوری می شود چرا که زوجین توانایی انجام یک مجادله ی سازنده را ندارند و بدین ترتیب نمی توانند مسائل را شفاف سازی کنند، پیوندهای ازدواج بیشتر فرو می ریزند، و هر باز که از سکس سر باز می زنند یا از آن دوری می کنند چرا که یکی از طرفین به لحاظ عاطفی حس جدایی می کند این پروسه شتاب بیشتری به خود می گیرد؛ پروسه از بین رفتن پیوند ازدواج!


علت های بیشماری برای از هم پاشیدن ازدواج وجود دارد که شامل عدم معطوف داشتن زمان و توجه به ازدواج است که با درگیری بیش از حد در شغل یا فرزندان رخ می دهد. اما چگونه یکی از طرفین به این جا می رسد که بگوید این از هم پاشیدن، ازدواج را به نقطه طلاق کشانده است؟


دفعه ی بعد که به رستوران رفتید به زوج جوانی که غذای خود را در سکوت می خورند و هیچ ارتباط چشمی با هم ندارند و یا ارتباط چشمی شان اندک است، نگاه کنید.


این زوج اصلا درگیر ارتباط نیستند و به سادگی فقط غذای خود را می‌خورند تا بتوانند آن محل را ترک کنند. اینها زوج هایی هستند که گزینه ی طلاق هستند. ممکن است این طلاق به زودی رخ ندهد و یا اصلا رخ ندهد چرا که زوج هایی وجود دارند که فقط و فقط بخاطر خویشتن داری و ترس در کنار هم باقی می مانند. اما حداقل یکی یا دو نفر از این زوج ها متاسفانه به طلاق فکر می کنند.


بعد از فرار از خانه به کجا بریم

بعد از فرار از خانه به کجا برویم؟

3 دیدگاه /فروردین ۲۴, ۱۳۹۸

ادامه مطلب ...

چندین نشانه وجود دارد که نزدیک شدن طلاق را خبر می دهند. مهم ترین آنها عوامل زیر هستند.


عدم حل و فصل اختلافات

جان گاتمن می گوید که کمبود ارتباطات و مکالمات نیست که یک ازدواج را غرق می کند بلکه کمبود و یا نبود حل و فصل موثر اختلافات است که این را باعث می شود.


زوج هایی که درگیر این نیستند که تفاوت ها را بدون آسیب زدن به ارتباط حل کنند، این اختلافات را با دوری از عدم تفاهم و مباحثه به اتمام می رسانند. یک و یا دو فرد نیز به نقطه ای از ناامیدی رسیده اند که دیگر جایی برای حل و فصل یک اختلاف و یا تفاوت با فرد مقابلشان نمی بینند.


اینگونه است که یک و یا هر دو فرد از اختلاف دوری می کنند. یک و یا هر دو نفر ممکن است هر دعوا و اختلاف را مبارزه ای ببینند که با مشاجره و دستکاری روانی فرد مقابلش می تواند بر آن پیروز شود.


اختلافاتی که تا این حد به خفت کشیده می شوند منجر به از دست رفتن احترام شده و فاصله ی بین دو نفر را زیاد کرده و به مرور باعث جدایی می شود.


انزوای عاطفی

درگیری عاطفی حداقل چیز ممکن برای رشد و حفظ صمیمیت جنسی است.


در بحث در مورد احساسات، احساسات یک فرد و نیز احساسات فرد مقابل مطرح است. علاقه به زندگی احساسی با فرد مقابل و درگیری همدلانه هر یک از طرفین به زندگی احساسی، عوامل مورد نیاز برای یک ارتباط صمیمی است.


نبود این درگیری عاطفی و به عبارتی انزوای عاطفی خود نشان از این است که افراد دیگر نمی توانند در کنار هم باقی بمانند.


مشاورانه 

مشاوره خانواده 

مشاوره ازدواج 

مشاوره تلفنی 

مشاوره آنلاین 

تست روانشناسی 

مشاوره روانشناسی 

مشاوره جنسی 

اختلال روانی 

استخدام روانشناس و روانسنج

نارضایتی

انزوای عاطفی عموما با کنارگذاشتن عاطفه و رضایت همراه می شود. اگر همسر شما انزوای عاطفی از شما نشان می دهد او احتمالا عشق زیادی نسبت به شما در دل ندارد.


افرادی که طلاق گرفته اند عمدتا می گویند “آنها از عشق دور افتاده اند و دیگر عشقی به همدیگر ندارند”. و دقیقا نقطه بُرنده ی ارتباط آن جایی است که طرفین دیگر همدیگر را آنگونه که باید دوست ندارند.


عدم سکس

سکس ارتباطات احساسی و عاطفی را نشان داده و تقویت می کند. زمانی که یک زوج برای مدت زمان زیادی است که سکس نداشته اند، این در واقع یک مشخصه ی معتبر است که بیانگر انزوای عاطفی است که به مرور پیشرفت کرده است.


و همچنین نشانه ای است از این مورد که زوجین هیچ لذتی از وجود هم نمی برند و اینکه فرآیند فروپاشی پیوندهای ازدواج شدت گرفته است.


مشاوره روابط زناشویی

افزایش توجه به خارج از ازدواج

ازدواج های پوچ بسیار خسته کننده هستند. زوج های بسیاری این را با وقف کردن خودشان برای کودکانشان جبران می کنند به طوری که فعالیت های کودک مرکز توجه قرار می گیرد چرا که تنها محتوای زندگی خانوادگی است.


دیگران این را با وقف خودشان در کار و شغل جبران می کنند. هر شب تا دیر وقت کار کردن به طوری که زمان با هم بودن به حداقل برسد. و به علت اینکه رضایت عاطفی در بیرون از ازدواج جستجو می شود، احتمال بروز اتفاقاتی وجود دارد.


اکثر این اتفاقات شامل شروع رابطه با یک همکار است که او هم از این با هم بودت لذت می برد و سرگرم می شود.


نشانه هایی که وقوع طلاق را خبر می دهند

نشانه هایی که وقوع طلاق را خبر می دهند


آماده شدن برای زندگی مجردی

در ارتباطی که مرد در حال برنامه ریزی برای طلاق است، یک خانه دیگر رهن یا اجازه می کند، برای کاشت مو اقدام می کند تا ظاهرش را بهبود دهد تا شانس های زیادی برای قرار گذاشتن داشته باشد. حتی ممکن است مرد یا زن شروع به تلاش برای رسیدن به تناسب اندام کنند شامل کاهش وزن، رسیدن به موها و سر و وضع لباس پوشیدن و دیگر چیزهایی که ظاهر و قیافه را بهتر نشان می دهد.


زن ممکن است در خانه بماند و می بینیم که اغلب به بازیابی روحی و ظاهری خود علاقه نشان دهد و یا نه به دنبال شغلی باشد که استقلال مالی پیدا کند و وابستگی مالی کمتری به همسرش داشته باشد.


همچنین فردی که میخواهد شروع کننده طلاق باشد، ممکن است یک فعالیت را به تنهایی شروع کند مثل تنیس بدون اینکه فرد مقابلش را هم درگیر این فعالیت کند و به مرور شروع به ساختن یک شبکه ی اجتماعی، به عنوان یک فرد مجرد و نه یک فرد متاهل بکند.


با دیدن نشانه های طلاق چه باید کرد؟

اگر خودتان را در این سناریومی بینید، متاسفانه می شود گفت که ازدواج شما در معرض مشکلات جدی است. در اینجا ما نمی خواهیم بگوییم که تا چه حد به نقطه طلاق نزدیک است و یا کی این اتفاق خواهد افتاد.


اما می توان گفت که این نشانه ها، یا حداقل اکثر آنها، تقریبا در همه طلاق هایی که دیده شده، حضور دارند.حداقل زمان برای گفتگوی طولانی و صادقانه با همسرتان است.


اگر نمی‌توانید این صحبت را بدون آنکه باعث سرزنش و خیانت شود، انجام دهید، پیشنهاد می‌شود یک جلسه فوری با یک مشاور ازدواج یا متخصص روانشناسی داشته باشید.از آنجا که این ارتباط به سمت طلاق پیش می رود، به زودی یکی از دو نفر از شما،با این مسئله مواجه شده و برای جدایی دوستانه برنامه‌ریزی میکند، بهتر است شانس خود را برای رسیدن به طلاق خوب و غیر مخرب بسنجید.

منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی مشاورانه - نشانه هایی که وقوع طلاق را خبر می دهند


افسردگی دختران امروزی را تهدید می کند

افسردگی بیماری هزار چهره‌ای است و گاهی آنقدر از نشانه‌هایش بی‌خبریم که سراغ درمان نمی‌رویم و اجازه می‌دهیم حسابی کهنه شود.


........

مجله سیب سبز: گاهی یک بی‌حوصلگی به ظاهر ساده است و گاهی هم تصویر زندگی ویران‌شده‌ای که از پیش چشم می‌گذرد. افسردگی بیماری هزار چهره‌ای است و گاهی آنقدر از نشانه‌هایش بی‌خبریم که سراغ درمان نمی‌رویم و اجازه می‌دهیم حسابی کهنه شود. مسئولان می‌گویند کمتر از 30 درصد ایرانی‌ها افسرده‌اند و برخی از کارشناسان معتقدند افسردگی سراغ بیش از 60 درصد ایرانی‌ها می‌رود. اما شاید بهتر باشد کمی از این آمار‌ها فاصله بگیریم و بپذیریم که ممکن است استرس‌های هر روزه، دامنگیر شدن یک ژن خانوادگی و حتی نوسانات هورمونی ما را هم گرفتار این بیماری کند. دکتر بهروز بیرشک، روانشناس و مدرس دانشگاه، سال‌هاست که به مشاوره و درمان مبتلایان این بیماری می‌پردازد. او که عضو هیأت موسس انجمن روانشناسان و انجمن مشاوران ایران است، به سؤالات رایج شما درمورد این بیماری پاسخ می‌دهد.


 awww.bartarinha.ir_files_fa_news_1392_2_29_167144_780.jpg 


بسیاری از خانم‌ها علامتی از افسردگی را در خود پیدا می‌کنند. آیا واقعا این مشکل در زنان شایع‌تر است؟


افسردگی از مسائل بسیار شایع در همه جوامع است و دلایل بسیاری می‌تواند در بروز آن موثر باشد. از طرف دیگر، افسردگی بیماری‌ای است با اقسام مختلف که به شکل‌های متفاوتی بروز پیدا می‌کند. نه تنها مسائل ژنتیک، بلکه شرایط هورمونی و بیولوژیکی هم می‌توانند در ایجاد این بیماری موثر باشند. اما گذشته از همه این موضوعات، همان‌طور که گفتید آمارهای جهانی خبر از بیشتر بودن تعداد زنان مبتلا به این بیماری را می‌دهند. شیوع ا فسردگی در خانم‌ها را می‌توان هم با دلایل موقعیتی، اجتماعی و فرهنگی و هم با بررسی نوسانات هورمونی و مسائل بیولوژیک توجیه کرد. برای مثال دختران (مخصوصا دختران امروزی) که احساس می‌کنند که با وجود داشتن توانایی‌هایی برابر با پسران، محدودیت‌های بیشتری را باید تحمل کنند، خواه‌ناخواه روی تفکر و روانشان تاثیر می‌گذارد.


تغییر موقعیت در از بین بردن نشانه‌های این بیماری تاثیر بیشتری دارد یا دارودرمانی؟


در هر کدام از زمینه‌های افسردگی، اگر دلیل بروز بیماری مسائل بیولوژیکی باشد، بیمار باید مدتی دارو درمانی شود. اما در افسردگی‌های موقعیتی (ناشی از شرایطی که به‌وجود آمده) یا شناختی (ناشی از تعبیر‌های خاص فرد درمورد موقعیت‌ها) تغییر در موقعیت یا مشاوره گرفتن می‌تواند موثر باشد. اما نباید فراموش کرد که حتی این انواع افسردگی، درصورت سهل‌انگاری و به‌موقع مراجعه نکردن می‌توانند مزمن شوند و با دشواری بیشتری درمان شوند.


چه نشانه‌هایی به ما می‌گویند که در کنار یک فرد افسرده زندگی می‌کنیم؟


اگر می‌بینیم که فردی بسیار خمود و بی‌حوصله است و بیشتر از قبل تحریک‌پذیر شده، حرکاتش کند‌تر شده و در روابطش تغییراتی ایجاد کرده باید نسبت به سلامت او نگران باشیم. ممکن است فرد حتی میلی به رسیدگی به سلامت و ظاهرش نداشته باشد و از اطرافیان و حتی اعضای خانواده فاصله بگیرد. پر خواب یا کم‌خواب شود و به عبارت دیگر، نسبت به قبل، رفتاری کاملا متفاوت را درپیش بگیرد. در این شرایط، باید حدس بزنیم که او از چیزی رنج می‌برد و زمینه را برای گرفتن تشخیص درست از یک مشاور فراهم کنیم.


خود افراد هم گاهی این بیماری را نمی‌شناسند و برای کمک گرفتن اقدام نمی‌کنند. واقعا چه موقع باید به روانپزشک مراجعه کرد؟


شاید فرد خودش نتواند حالات خود را بیان کند، چراکه در این مواقع گمان می‌کند دیگران او را درک نمی‌کنند و به همین دلیل ترجیح می‌دهد درمورد شرایطی که دارد سکوت کند. همین موضوع فاصله او و اطرافیانش را هر روز بیشتر می‌کند. گاهی هم گمان می‌کند که اگر چنین موضوعاتی را به کسی بگوید، دیگران او را به چشم یک فرد ضعیف یا پرتوقع می‌بینند، به همین دلیل مشکلاتی که تجربه می‌کند را بیرون نمی‌ریزد. اما توصیه ما این است که در صورتی که افراد حالات ناخوشایندی را تجربه کردند تا آنجا که می‌توانند با کسانی که احساس نزدیکی و راحتی می‌کنند موضوع را در میان بگذارند. در هر زمانی که فرد گمان می‌کند با دیگران فرق می‌‌کند باید در اولین فرصت موضوع را مطرح کند یا کمک حرفه‌ای بگیرد. البته این متفاوت بودن به معنای آن نیست که فرد در یک روز یا برخی از ساعات احساس ناخوشی کند. درصورتی که اشخاص به‌طور مداوم حالتی را تجربه کنند و ببینند در بیشتر ساعات روز دچار حالت ناخوشایندی هستند، با یک متخصص مشورت کنند. چراکه در بیشتر موارد در صورت مراجعه به‌موقع، یک مشاوره ساده می‌تواند شرایط افراد را بهتر کند.


اگر همسر یا یکی از اعضای خانواده دچار این مشکل باشد اما حاضر به مراجعه نشود، آیا گرفتن مشاوره توسط خود او می‌تواند در درمان بیماری‌ فردی که درکنارش زندگی می‌کند تاثیرگذار باشد؟


لزوما نه. ممکن است مراجعه این افراد در مواردی بتواند به خود بیمار هم کمک کند، اما در اصل این اقدام، کمک به طرف دوم است. یعنی به خود مراجعه‌کننده کمک می‌کند تا شرایط را بهتر بپذیرد و توان خود در کنار آمدن با زندگی‌ای که دارد را بالاتر ببرد. از طرف دیگر، این اقدام به مراجعه‌کننده کمک می‌کند تا در فرد بیمار برای ملاقات یک روانشناس شوق و انگیزه بیشتری ایجاد کند، اما متاسفانه در بسیاری از موارد افرادی که افسرده می‌شوند، دنیا را آنقدر تیره و تار می‌بینند که امیدی برای تغییر ندارند و به همین دلیل مشکل خود را با یک متخصص در میان نمی‌گذارند.


 awww.bartarinha.ir_files_fa_news_1392_2_29_167145_418.jpg 


خیلی از نوجوانان در سنین بلوغ دچار علائمی شبیه افسردگی یا اضطراب می‌شوند. آیا با دیدن چنین عواملی باید به روانشناس مراجعه کرد یا اینکه خود خانواده‌ها می‌توانند از پس حل این مشکل بربیایند؟


بزرگ‌ترها در این موارد نقش مهمی دارند. موضوعی که در دوران بلوغ بیشترین مشکل را برای نوجوان ایجاد می‌کند «بحران هویت» است. در واقع فرد از دوران کودکی به مرحله تازه‌ای وارد می‌شود و با نیازها و وظایف تازه‌ای روبه‌رو می‌شود. از طرف دیگر تغییرات هورمونی زیادی در او به وجود می‌آید که شرایطش را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.


رفتار، برخورد و انتظارات دیگران مهم‌ترین نقش را در سپری شدن این شرایط بازی می‌کند. به همین دلیل خانواده‌ها باید بچه‌ها را آماده کنند و به او این پیش‌آگهی را بدهند که تو داری وارد مرحله جدیدی از زندگی می‌شوی و از کودکی بیرون می‌آیی. در این شرایط والدین باید تحمل بیشتری داشته باشند و زمان زیادی را برای صحبت یا بودن در کنار فرزندشان سپری کنند. چراکه نوجوان دچار نوعی سردرگمی می‌شود و از یک سو انتقال این تصور که تو هنوز بچه‌ای و از سوی دیگر تکرار جمله «تو دیگر بزرگ شده‌ای»، می‌تواند او را گیج و مضطرب کند. در این شرایط برخورد خانواده‌ها بیشترین کمک را به نوجوان می‌کند و فرد حتما نیاز به مشاوره گرفتن از یک متخصص ندارد. اما در صورتی که مشکلات بیشتر شد و خانواده‌ها در کمک کردن به فرزندشان ناتوان شدند، حضور یک متخصص می‌تواند نقش مهمی را در راهنمایی والدین و خود نوجوان بازی کند.


در افراد افسرده بعضی از بیماری‌های جسمی بیشتر دیده می‌شوند. آیا این بیماری می‌تواند عامل ایجاد درد باشد؟


در این موارد فقط موضوع افسردگی نیست. باید بپذیریم که میان جسم و روان رابطه تنگاتنگی وجود دارد. بسیاری از بیماری‌ها که به آنها «روان‌تنی» می‌گوییم منشا عصبی دارند اما به صورت دردهای جسمانی بروز پیدا می‌کنند. ولی برخی از بیماری‌های جسمی هستند که با قرار گرفتن در موقعیت‌های آزار دهنده تحریک می‌شوند. برخی از انواع سردرد‌ها به دلیل استرس، خستگی و حتی رژیم‌های غذایی تشدید می‌شوند و افراد در این مواقع باید با کنترل تحریک‌های عصبی و استرس‌ها، درد‌شان را هم کنترل کنند.


در اولین اقدام برای درمان، آیا باید برای تغییر شرایط محیطی اقدام شود یا اینکه فرد به‌طور تخصصی برای درمان خود اقدام کند؟ 


استرس را از راه‌های مختلفی می‌توان کمتر کرد. افرادی که مستعد آن هستند و به دلیل بودن در یک موقعیت خانوادگی یا شغلی دچار استرس زیادی می‌شوند، نباید فراموش کنند که نگاه آنها به موضوعات بیشترین نقش را در داشتن این استرس دارد. در واقع تعبیر و تفسیری که ما از موقعیت‌های مختلف ارائه می‌دهیم، می‌تواند این استرس را ایجاد کند. در این شرایط افراد باید معیارها و توقعات خود را بررسی کنند و با مشاوره، روان‌درمانی یا استفاده از تکنیک‌های رفتاری و ریلکسیشن، این توقعات را با شرایط تنظیم کنند. گاهی تغییر شیوه زندگی فرد، می‌تواند سهم قابل‌توجهی در کم کردن استرس داشته باشد و اگر فردی به تنهایی از پس یادگرفتن این مهارت‌ها یا ایجاد این تغییرات بر نمی‌آید، می‌تواند با کمک گرفتن از یک متخصص زمینه را برای داشتن یک زندگی کم‌استرس‌تر آماده کند.


عوامل اجتماعی تا چه حد در بروز این بیماری نقش دارد و افراد چطور می‌توانند در مقابل این عوامل خطر ایستادگی کنند؟


ما در جامعه و در میان مراجعان می‌بینیم که شیوع افسردگی و اضطراب بسیار بالاست. اما بسیاری از این مشکلات تحت‌تاثیر شرایط محیطی و موقعیتی قرار دارند. بیشتر افرادی که به این مشکلات دچار می‌شوند، معیارهایی را در ذهن دارند و از آنجا که امکان برآورده کردن آنها برایشان وجود ندارد، مستعد ابتلا به این مشکلات می‌شوند. از طرف دیگر، تکرار روزمره مشکلات و استرس‌های کوچک هم می‌تواند در این زمینه نقش مهمی را بازی کند. اما نباید فراموش کنیم آدم‌های سختگیر و منفی‌باف، همه چیز را بزرگ‌تر از آنچه هست، می‌بینند و مشکلاتی که بسیاری از افراد به‌راحتی از کنار آن می‌گذرند را بزرگ و فجیع می‌بینند. این افراد لذت کمی را از زندگی می‌برند و حس خود را به تمام جنبه‌های زندگی تعمیم می‌دهند. پس اگر در میان خوانندگان این صفحات، کسی احساس می‌کند که مشکلات زندگی روزمره بیش از اندازه برایش آزاردهنده است و زندگی‌اش را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد، از او تقاضا می‌کنیم که با مشورت با یک روانشناس رنگ دیگری به زندگی خود دهد و توانایی‌اش را برای پذیرش شرایطی که در آن قرار دارد بالاتر ببرد.

منبع: فارس پاتوق - افسردگی دختران امروزی را تهدید می کند